آپلود عکس فروشگاه گلستان دفترچه روزانه شهر بازي تماس با مدیران انجمن ها
بازگشت   گلستان تاک > فرهنگ و هنر > فیلم، سینما و تئاتر > بیوگرافی

 
آخرین 10 پست : تایتانیک 2                    زندان گلستان تاک                    این روزا عادت همه رفتن و دل شکستنه                    احساس حقیقیت رو نسبت به نفر قبلیت...                    نفر قبليت به كدوم يك از شخصيت ها...                    اگه معلم بودی به نفر قبلی چه نمره...                    بازی با اسم                    چه طور فراموشش کنم یا به دستش...                    اگه نفر قبلی اسم نداشت چه اسمی...                    مشاعره
پاسخ
 
لینک مستقیم ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
قدیمی 06-15-2008   #1 (لینک مستقیم به این پست)
مدیر انجمن فیلم ، سینما و تئاتر
 
Dead_Girl آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2008
محل سکونت: Hell's Highway
نوشته ها: 2,430
تشکر از دیگران: 1,897
تشکر شده 2,050 بار در 1,097 پست

Mood
خونسرد

درباره سيدني پولاك

اصلي‌ترين مايه آشناي فيلم‌هاي پولاك، حديث آدم‌هاي تنهايي است كه با دلمشغولي‌هاي خاص خودشان درگيرند. اين افراد، آدم‌هاي اخراجي از جامعه و زندگي قراردادي‌اند كه تا حد فردگرايي افراطي پيش‌رفته‌اند



سيدني پولاك كارگردان و بازيگر آمريكايي، در سال 1934 در لافايت اينديانا به دنيا آمد او زماني كه 17 سال بيشتر نداشت، به دليل آن‌كه بيشترين علاقه‌اش به هنرهاي نمايشي بود منزل پدري را ترك كرد و به قصد نيويورك به راه افتاد تا در تئاتر نيبرهود آن‌جا به فراگيري اصول اين هنر مشغول گردد. او در اين راستا در جلسات آموزش بازيگري سنفورد ماينر شركت كرد و همين امر خاستگاهي بود تا به سمت دستياري او در امور صحنه‌اي نمايش‌ها برسد.
او در اين جايگاه به پيشرفت رسيد و بعدها به عنوان مربي و بازيگر هم به انجام فعاليت پرداخت. زماني كه پولاك 25 سال داشت، جان فرانكن هايمر او را به عنوان بازيگردان به كار گرفت و همين امر باعث شد كه پولاك وارد عرصه تلويزيون شود (جان فرانكن‌ هايمر در آن‌زمان كارگردان تلويزيون بود)‌. چندي بعد، برت لنكستر، ستاره مشهور آن زمان، پولاك را به استوديوي يونيور سال پيكچرز معرفي كرد و پولاك تا قبل از اين‌كه اولين فيلمش، رابطه سست را (با شركت آن بنكراخت و سيدني پواتيه)‌ در سال 1965 كارگرداني كند، بيش از 80 برنامه تلويزيوني را در اين استوديو ساخت. از آن زمان پولاك آثار متنوع و خوش‌ساختي را به دنياي سينما عرضه كرد كه از مشهورترين‌شان مي‌توان به اين ملك متروك است، شكارچيان پوست سر، آنها به اسب‌ها شليك مي‌كنند مگر نه، جرميا جانسن، آن‌طور كه ما بوديم، ياكوزا، سه روز كندور، بابي ديرفيلد، سوار كار الكتريكي، توتسي، خارج از آفريقا اشاره كرد و در قبال ساخت اين آثار نيز جوايز متعددي را دريافت كرد. در عين حال او از تهيه‌كنندگي نيز رويگردان نبود و آثاري از قبيل آقاي ريپلي با استعداد، آمريكايي آرام و كوهستان سرد را تهيه كرد. اما در كنار اين‌ها، يكي از شاخص‌ترين فعاليت‌هاي سينمايي پولاك بازيگري بود. او در آثاري معروف از قبيل شوهران و زنان (وودي‌آلن)‌، بازيگر (رابرت آلتمن)‌، چشمان بازبسته (استنلي كوبريك)‌، مرگ به او مي‌آيد (رابرت زمه كيس) و مايكل كلايتون (توني گيلروي)‌ نقش ايفا كرد. پولاك در جايي در اين‌باره گفته است: « هراز گاهي يك مرتبه نوعي خوش‌شانسي به من رو كرده است كه شك دارم بتوانم با آن امرار معاش كنم. من سالي يك‌ يا دو فيلم كار مي‌كنم. به عنوان كارگردان هيچ وقت موفق نمي‌شويد كه كار كارگرداني ديگر را ملاحظه كنيد. به همين دليل است كه من بازيگري را دوست دارم تماشاي وودي آلن يا استنلي كوبريك يا باب آلتمن.»


مشغوليت پولاك در هر دو حرفه كارگرداني و بازيگري، البته باعث نمي‌شد تا او در حين فيلمسازي براي بازيگرانش تعيين تكليف كند و خودش با نقش بازي كردن، رهيافت خاصي را براي بازيگران فيلمش به انحصار بگذارد و اين در حالي است كه بازيگران در آثار او بهترين كارهاي خويش را ارائه داده‌اند و حتي افرادي مانند رابرت ردفود و جين فاندا از بطن آثار او به شهرت رسيدند. پولاك درباره بحث بازيگري گفته است: «براساس تجاربي كه داشته‌ام و اين كه كارم را از تئاتر شروع كرده‌ام به نظرم مي‌رسد آن‌چه در كارگرداني تئاتر مدنظر است با كارگرداني سينما كاملا متفاوت است. در كارگرداني تئاتر هدف قطع وابستگي بازيگر به كارگردان است چون در هنگام نمايش كارگردان موجودي مطلقا بي‌مصرف است. تماما و كاملا بي‌مصرف. پرده بالا مي‌رود و بازيگر يكه و تنها است. همه چيز به اين سمت هدايت مي‌شود. در حالي كه در سينما كاملا برعكس است. لحظه‌اي كه به حساب مي‌آيد لحظه‌اي است كه ديگر نه بازيگر در كار است نه فيلمبرداري و نه هيچ‌كس ديگر. فقط شماييد و تدوينگرتان. هر كاري بكنيد آب به جوي بر نمي‌گردد و بايد بتوانيد بازي‌ها را با كنار هم گذاشتن تك‌نماها و لحظه‌هاي جداگانه‌اي كه گرفته‌ايد از كار در بياوريد و اين خود به اين معني است كه بايد تمام آن لحظه‌ها را خوب گرفته باشيد حتي اگر مجبور بوده‌ايد روند منطقي‌ آنها را آن طور كه بعد از تدوين قرار است به نمايش در آيد به هم بزنيد.»

سيدني پولاك از جمله فيلمسازان معترض به نظام تماميت‌خواه و توسعه‌طلب آمريكايي است و اين روند را كه در قالب‌هايي تمثيلي مثل فيلم آنها به اسب‌ها شليك مي‌كنند مگر نه، شكل داده است و گاه در قالب كنايه زياده‌خواهي‌هاي سردمداران كاخ سفيد را محكوم ساخته است (مثل فيلم مترجم)‌ و گاه مانند سه روز كندور رهيافت صريح‌تري را نسبت به مضامين سياسي نشان داده است. او در جايي در قبال فيلم مترجم گفته است: «مسائل سياسي روز و به خصوص حمله آمريكا به خاك عراق بر روند اين فيلم نقش زيادي داشته است. اگر چه من مستقيما به قضيه عراق نپرداخته‌ام اما سياست و مسائلي از اين دست مثل اكسيژن در هوا وجود دارد و تاثيرش را بر انسان و كارهاي هنري يا غير هنري او مي‌گذارد.

اصلي‌ترين مايه آشناي فيلم‌هاي پولاك، حديث آدم‌هاي تنهايي است كه با دلمشغولي‌هاي خاص خودشان درگيرند. اين افراد، آدم‌هاي اخراجي از جامعه و زندگي قراردادي‌اند كه تا حد فردگرايي افراطي پيش‌رفته‌اند. كساني كه در دوراني كوتاه، احتمالا طعمي از محبت و عاطفه مي‌چشند و دوباره همراه با توشه‌اي از خاطرات متفاوت، به پيله خودشان برمي‌گردند. اين روند از همان دهه 60 كه پولاك نخستين قدم‌هاي فيلمسازي‌اش را برداشت قابل پيگيري است. در فيلم اين خانه متروك است همه چيز معطوف به جنبه‌هاي ملودراماتيك اثر تنسي ويليامز بر نمي‌گشت بلكه بحث دوران ركود دهه 30 آمريكا را پولاك با تيزهوشي پيوند زد به دهه‌هاي بعدي و ناهنجاري‌هاي جامعه آمريكا در فيلم آن‌گونه كه بوديم (كه در ايران با نام روزهاي خوش زندگي مشهور است)‌ حكايت مرد سرخوشي تعريف مي‌شد كه به زني مبارز و اهل سياست تعلق خاطر يافت اما در انتها هر كس راهي جداگانه را پيمود. در سه روز كندور مرد ساده و بي‌گناهي قرباني دسيسه‌هاي سياسي مي‌شد و در گريزي محتوم اوقاتي كوتاه و گذرا را در كنار كسي گذراند كه او را فهميد و پناهش داد. بابي دير فيلد اوج روابط بي‌سرانجام آدم‌هاي پولاك بود و در آن شخصيت‌ اصلي عاشق كسي شد كه بيمار بود و در آستانه مرگ قرار داشت. در اسب‌سوار الكتريكي مرد اهل نمايش دل از جامعه شهري كند و با اسبش به دل طبيعت زد و خبرنگاري كنجكاو به او طعم محبت و عاطفه را چشانيد. در دهه 80 فيلم از درون آفريقا موفق‌‌ترين فيلم پولاك در كسب جوايز اسكار بود و البته در گيشه و فروش نيز به توفيق زيادي رسيد، اما در آن همچنان روابط بي‌سرانجام تداوم داشتند. مرد و شكار، طبيعت و باز هم جدايي به واسطه مرگ. اين بار مرد دور از زن جان داد و تنها خبرش را به مرد دادند. در كنار همه اينها مردان فيلم‌هاي پولاك دلمشغولي‌هايي دارند كه معمولا به عنصري وراي روابط انساني منتهي مي‌شود. مثل اتومبيل در بابي دير فيلد، اسب در اسب‌سوار الكتريكي و شكار در از درون آفريقا. زنان فيلم‌هاي او نيز افرادي مستقل هستند مثل زن سياسي فيلم آن‌گونه كه بوديم، زن دل كنده از شهر و تمدن از درون آفريقا يا زن باهوش و كوشاي اسب‌سوار الكتريكي. عمده آثار خوب سيدني پولاك فيلم‌هايي هستند كه فردگرايي، تنهايي و بيرون ماندن از جامعه بزرگ را به دور از روابط عاطفي ترسيم كردند. از اين دست مي‌توان به جرميا جانسن، آنها به اسب‌ها شليك نمي‌كنند مگر نه و ياكوزا اشاره كرد. در جرميا جانسن مرد از جامعه دل كند و در دل طبيعت وحشي عزلت گزيد. در ياكوزا مردان تنها به رفاقت و كشتن يكديگر بپا خاستند و سرانجام در آنها به اسب‌ها شليك نمي‌كنند مگر نه، آدم‌ها در ماراتن رقص زندگي له شدند. جايي كه زوج جوان در آن مسابقه عجيب و رقابت شگفت‌آور، بيش از آن كه عشق و علاقه خود به يكديگر را جلوه ببخشند، به مبارزه عليه بقا پرداختند؛ مسابقه‌اي كه برنده‌اي نداشت و همه در آن بازنده بودند.

سيدني پولاك در عين حال يك معترض اجتماعي به مناسبات حاكم بر جامعه آمريكاست. او در سه روز كندور به روابط وحشتناك درون سازمان سيا پرداخت و در آنها به اسب‌ها شليك نمي‌كنند مگر نه، با بياني استعاري اجتماع آمريكا را نشانه گرفت و فيلم اسب سوار الكتريكي حكايتي بود از زوال ارزش‌ها در جامعه نوين آمريكايي: يك كابوي قديمي و درمانده به نمايش روي اسب در لاس‌وگاس روي مي‌آورد، اما سرانجام تاب تحمل آن همه خفت و خواري را نمي‌آورد و با اسبش به سوي طبيعت مي‌گريزد. فيلم توتسي به گونه‌اي ديگر، اعتراضي است عليه قراردادهاي زندگي آمريكايي. يك هنرپيشه مرد براي كمك به دوستش كه بتواند نمايشي را به روي صحنه بياورد به هيبت زنان درمي‌آيد و به عنوان هنرپيشه زن، نقشي را در يك نمايش تلويزيوني بازي مي‌كند. پس از موفقيت در اين نقش و تقاضاي تهيه‌كننده براي ادامه آن نمي‌پذيرد و با پولي كه دريافت مي‌كند دوستش امكان اين را مي‌يابد كه نمايشنامه‌اش را روي صحنه ببرد.

اين اعتراض در سال‌هاي بعد نيز ادامه يافت، اما به اعتقاد اغلب كارشناسان، سيدني پولاك از دهه 80
به اين سو نتوانست موفقيت‌هاي آثار اوليه‌اش را احيا كند و به تعبيري سعي كرد از آثار قبلي خويش به يك جورگرته‌برداري روي آورد. آثاري از قبيل هاوانا (1990)‌، موسسه (1993)‌، سابرينا (1995)‌، قلب‌هاي تصادفي (1999)‌ و مترجم (2005)‌ از اين قبيل‌اند كه اگرچه قالبي خوش ساخت دارند، اما در قياس با روند قبلي پولاك، چندان به دل نمي‌نشستند و تامل بار نبودند. از آخرين كارهاي پولاك مي‌توان به فيلم مستند طرح‌هايي از فرانك گري اشاره كرد كه مستندي درباره يك معمار به همين نام است. پولاك كه در هاليوود با لقب مرد فيلم‌هاي بزرگ و ستاره‌هاي بزرگ شهرت يافته بود، در 27 مي سال جاري پس از درگيري 9 ماهه‌اش با سرطان، در سن
73 سالگي درگذشت و خاطره‌اي دوست داشتني از بازي‌هايي دلنشين و فيلم‌هايي عميق از خود به جا نهاد.


منبع جام جم
  پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال
انتخاب سریع یک انجمن

موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
اخبار فوتبال داخلی ----- Football news meli سایر تیم ها و لیگ برتر 1189 4 هفته پیش 10:53 PM
دانلود رایگان بیش از 1700 کتاب الکترونیکی لیست شده- لينك ها تست شده Hosein.M دانلود کتاب و مجلات الکترونیکی 1 08-24-2008 01:30 AM
سيدني پولاك درگذشت Dead_Girl سینمای جهان 2 06-15-2008 04:43 AM
سينما بدون روشنفكربازي Dead_Girl سینمای جهان 0 06-01-2008 01:17 AM
نگاهی به سینمای جهان در سال 2007 puria.69 سینمای جهان 0 02-06-2008 06:43 PM



Powered by vBulletin Version 3.7.1
Copyright ©2000 - 2009, Jelsoft Enterprises Ltd.

Host & Support By Kimiahost Co
© Copyright 2005-2008 GolestanTalk.com
Design by Armin & Hosein
استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به کسب اجازه کتبي از مديريت ميباشد