|
|
|
|
#1 (لینک مستقیم به این پست) |
|
مدیر انجمن فیلم ، سینما و تئاتر
![]() تاریخ عضویت: May 2008
محل سکونت: Hell's Highway
نوشته ها: 2,430
تشکر از دیگران: 1,897
تشکر شده 2,050 بار در 1,097 پست
|
وودي آلن
وودي آلن در72 سالگي هم به بازنشستگي فكر نميكند
هنوز خيلي جوانم ![]() هر وقت اسم وودي آلن را ميشنوم ياد شخصيت مشهور «پول را بردار و فرار كن» ميافتم؛ همان «ويرجيل» خنگ و سادهلوح كه از زور بيپولي در حال مردن است و همه خلاقيتش اين است كه شيشه جواهرفروشي را با دقت با الماس ببرد و به جاي اين كه دست دراز كند و چند تا قطعه جواهر بدزدد، شيشه را براي فروش ببرد. وودي آلن كارگردان، نويسنده، بازيگر و البته كمديني است كه پيش از هر چيز براي آثار برجسته كمدياش به شهرت رسيد. سبك متفكرانه او با تاكيد بر ادبيات، فلسفه و روانشناسي موجي به وجود آورد كه او را به يكي از شخصيتهاي محبوب اروپاييها بدل كرد و موجب شد به عنوان يكي از فيلمسازان مطرح آمريكايي در قرن بيستم شناخته شود. وودي آلن اكنون 73 ساله، كارش را از دوران دبيرستان با نوشتن قطعات طنز و فروش آنها به روزنامهها شروع كرد و بعد درست مثل شخصيتهاي فيلمهايش، وقتي در 18 سالگي وارد دانشگاه شد همان اول كار و در دوره «توليدات سينمايي» رد شد و ترك تحصيل كرد. براي بقا در اين رشته او به نوشتن متنهاي كمدي ادامه داد و سرانجام از تلويزيون سر درآورد. اولين حضور او به عنوان بازيگر در سال 1960 به عنوان كمدين صحنهاي بود و دو سه سال بعد به يكي از چهرههاي مهمان بيشتر برنامههاي گفتگوي تلويزيوني تبديل شده بود. او در همه عمرش به موسيقي هم علاقه بسيار داشته و نوازنده قابل كلارينت بوده و هنوز هم همراه گروهش هر دوشنبه در هتلي در منهتن قطعات كلاسيك جاز را اجرا ميكند. فلسفه آلن را ميتوان در يكي از آثارش جمعبندي كرد. او كه شجاعت سقراط را در انتخاب مرگ به جاي ترك اصول خود ميستايد، در يكي از فيلمهايش در نقش سقراط ظاهر ميشود كه محكوم به مرگ شده و دوستان فيلسوفش به ملاقات او آمدهاند تا با او وداع كنند. وقتي او ميفهمد كه واقعا در حال مرگ است، به جاي مرگ، ميخواهد از اصولش دست بردارد و ديالوگهايي خلق ميشود كه فوقالعاده است. او به دوستانش ميگويد: «ببينيد، خودم را كه با شما مقايسه ميكنم ميبينم نه! نميخوام برم. من هنوز خيلي جوانم.» در برابر اصرار دوستان كه ميگويند: «اين آخرين شانس تو براي مردن به خاطر حقيقت است» ميگويد: «اشتباه نكنيد. همه اينها به خاطر حقيقت است. از طرف ديگه من هفته ديگه تو اسپارتا يه قرار ناهار دارم كه هيچ نميخواهم از دستش بدم. نوبت منه كه پول غذا رو حساب كنم. اين اسپارتيها رو كه ميشناسيد، سر هيچ و پوچ جنگ به پا ميكنند.» او تاكيد ميكند كه بزدل نيست، قهرمان هم نيست؛ يه چيزي وسط اين دوتاست. سينماي وودي آلن با ديالوگهاي فيلمهايش كه بيشتر شبيه حرفهايي در خلاء است، معمولا سينمادوستان را درگير خود ميكند. وودي آلن از سال 1950 كه اولين كار تلويزيونياش را نوشت و بعد كه در سال 1968 اولين فيلمش را كارگرداني و در آن بازي كرد (به جز سال 1974 كه در هيچ يك از عرصههاي كارگرداني، بازيگري و فيلمنامهنويسي فعاليتي نداشت) هر سال يك يا حتي گاهي دو فيلم يا اثر توليد كرده و معمولا همان موضوعهاي مورد علاقهاش را دنبال كرده است. در اين ميان آثار ماندگاري چون «آني هال» (1977)، «منهتن» (1979) و «زليك» (1983) جايگاه خاصي يافتهاند. چند جمله از وودي آلن: مهم نيست مرگ كجا و كي سراغ من بيايد. مهم اين است كه وقتي مرگ بيايد آنجا نباشم! دوست ندارم در قلب مردم زندگي كنم. ترجيح ميدهم در آپارتمان خودم باشم. به من ميگويند روشنفكر. ميدانيد چرا؟ چون من هنرمندم. چون عينك ميزنم و چون فيلمهايم فروش ندارد. معمولا پيش از آن كه «آلن» را كارگرداني صاحب سبك بدانند، از او به عنوان فيلمنامهنويسي ياد ميشود كه براي بيان داستانهايش خودش آنها را با كمترين قيمت ميسازد و بعد هم كاري به كار توجه و علاقه عموم يا كمپانيهاي فيلمسازي به فروش فيلمهايش ندارد. در جهان وودي آلن تصوير جنبه فرعي دارد و اين ديالوگها هستند كه هويت داستان و فيلم را روشن ميكنند. وودي آلن كه پس از سالها فيلمسازي در نيويورك، 3 فيلم پيش از فيلم آخري را در لندن و آخرين فيلمش را در اسپانيا ساخته، گفته: «در سالهاي اخير استوديوهاي فيلمسازي در آمريكا شروع كردند به گفتن اين كه: گوش بده! ما نميخواهيم فقط سرمايهگذار باشيم و يك كيف پر از پول در قبال يك فيلم به تو بدهيم. ما ميخواهيم بدانيم فيلم درباره چيست و چه كسي در آن بازي خواهد كرد؟» اما او (وودي آلن) ترجيح ميدهد با كساني كار كند كه دانستن داستان فيلم و نام بازيگران آن برايشان مطرح نباشد. اينگمار برگمن فيلمساز محبوب وودي آلن بود و منتقدان اين دو را هم مشابه هم ميدانند، ازجمله اين كه هر دو فيلمنامههايي بر مبناي تجربههاي شخصي و تعلقات فكريشان نوشتهاند. هر دو سريع كار كردهاند و سالي حداقل يك فيلم ساختهاند و معمولا فيلمهايشان كمهزينه هم بوده است. هر دو با استوديوهاي حاميشان همكاري طولانيمدت داشتهاند و اين كه برگمان تاثير قدرتمندي بر كارهاي آلن داشته است. خودش ميگويد برخي از كارهاي او را كپي كردم و از اين نوع رفتار و برداشت او كه فيلم را به عنوان پديدهاي نميديد كه بايد از آن مطلب مهمي بيرون كشيده شود، خوشش ميآمد. آلن احساس برگمن را در برداشتش از فيلمسازي به عنوان يك كارگروهي تحسين ميكند و معتقد است فيلمهاي او داراي قدرت و ويژگي دروني هستند چون با مشكلات، روابط شخصي و كمبود ارتباط بين مردم و اعتقادات مذهبي و اخلاقي دست و پنجه نرم ميكنند؛ درونمايه اگزيستانسياليستي كه هزاران سال بعد از اين هم محل مناقشه خواهند بود. در زمانهاي كه بسياري از چيزهاي نو و موفق امروزي كنار گذاشته شدهاند، هنوز هم در آثار او برجسته هستند. خود او از بچگي با سينما آشنا شد و دليل آن هم گرماي تابستان بود. او براي فرار از گرماي نيويورك به سينماها پناه ميبرد، چون آنجا سيستم تهويه مطبوع داشت و در همان سنين نوجواني با تفاوت كار برخي از كارگردانها با ديگران روبهرو شد و بعد از جنگ با ديدن آنچه خودش «شاهكارهاي بزرگ اروپايي» مينامد، به ديدن فيلم معتاد شد. او معتقد است با مطالعه كتاب يا ديدن فيلم يا شنيدن موسيقي مورد علاقهمان بتدريج ياد ميگيريم و به طريقي كه نميفهميم در طول سالها بدون آن كه تلاشي كنيم اين اثرات وارد خونمان ميشود. ولي وودي آلن ميگويد كه او هيچ وقت توجهي به اين كه از فيلمش چگونه استقبال خواهد شد، نميكند؛ زيرا نميخواهد به دام اين گونه بازيهاي نمايشي بيفتد. آلن اگرچه 72 سال دارد و حتي از مرز بازنشستگي گذشته است، اما به هيچ وجه قصد بازنشسته شدن و دست كشيدن از فيلمسازي ندارد. او ميگويد: «به آن [بازنشستگي] فكر خواهم كرد، اما اين اتفاقي نيست كه به اين زوديها بيفتد.» براي آلن در اين روزها شادترين لحظات موقعي است كه در خانه به نوشتن مشغول است و از همين رو جاي تعجب نيست كه اين فيلمساز بهترين نقدهاي خود را طي چند سال اخير نه در حوزه فيلمسازي بلكه براي چهارمين مجموعه داستانهاي كوتاهش دريافت كرده است. او معتقد است: «زندگي يك نويسنده، زندگي خيلي خوبي است.» جام جم |
|
|
|
#2 (لینک مستقیم به این پست) |
|
مدیر انجمن فیلم ، سینما و تئاتر
![]() تاریخ عضویت: May 2008
محل سکونت: Hell's Highway
نوشته ها: 2,430
تشکر از دیگران: 1,897
تشکر شده 2,050 بار در 1,097 پست
|
درباره وودي آلن
مولف فروتن در جايي از فيلم «رويابينها» (برناردو برتولوچي) جوان دانشجوي فرانسوي به دوست آمريكايياش درباره جري لوئيس توضيحاتي ميدهد و ميگويد كه اهميت اين هنرمند براي خارجيها و بويژه فرانسويان بسيار بيشتر از آمريكاييهاست. اين عادت غلط كه وقتي از بزرگان سينما سخن به ميان ميآيد، كمتر كمديني در اين فهرست جايي براي عرض اندام دارد، هنوز در آراي منتقدان و بحثهاي كارشناسانه درخصوص سينما قابل مشاهده است. خيليها كمدينها را هنرمندان بزرگي به حساب نميآورند (مگر آدمهايي در قواره چارلي چاپلين، آن هم با اين استدلال كه پشت اداها و حركات خندهدارشان رسالت عظيم اجتماعي و مسووليتهاي دردناك را به دوش ميكشند و در واقع نبايد به اين شوخيها خنديد. ترانه «دلقك» محمد اصفهاني را يادتان است؟ و كمديها را چندان قابل تامل ارزيابي نميكنند، زيرا هدف اين فيلمها خنداندن تماشاگر است و اصولا فيلمهايي شايسته بررسي و احترامند كه آدم را به گريه بيندازند يا با ل جديتشان ما را به فكر فرو ببرند. اگر يك خرده فلسفياش هم بخواهند بكنند براي هزارمين بار به ديدگاه ارسطو اشاره ميكنند، در تعريف ماهيت «پالايشگر» تراژديها و «روزمرگي» كمديها. آن ديالوگ فيلم «رويابينها» تا حدودي روشنگر نحوه قضاوت آمريكاييهاست درباره هنرمندان خودشان. يكي از خدمات بزرگ منتقدان فرانسوي كايهدو سينما به تاريخ سينما، بازتعريف و ارائه ديدگاهي دگرگون درباره هنرمنداني است كه يا زياده از حد گندهشان كرده بودند يا دست كم گرفته شده بودند. مثلا جري لوئيس در طرز تفكر آمريكايي قرباني ژانري بود كه در آن كار ميكرد و مثل چاپلين نبود، يا باستر كيتن كه به اعتقاد بسياري از بزرگان، استعداد و هنر بيشتري نسبت به كمدينهاي همعصرش داشت، چون فيلمهايش جنجالهاي سياسي و حاشيههاي غير سينمايي به دنبال نداشتند، مهجور ماند. وودي آلن نيز يكي از بزرگترين هنرمندان زنده جهان است كه با هر كدام از آثارش هم بينشي تازه را عرضه ميكند و هم ظرفيتهاي بياني سينما را كشف ميكند، اما چون كمديساز است و در كمديهايش بازي ميكند، خيليها شأن يك هنرمند را برايش قائل نيستند (آنچنان كه مثلا براي آنده وايدا، تئو آنجلوپلوس يا كن لوچ قائلند). خود وودي آلن در يكي از فيلمهايش به نام «پايان هاليوودي» داستان فيلمساز از رونق افتادهاي را تعريف ميكند كه براي يك بار ديگر در زندگي هنرياش فرصت ابراز وجود پيدا كرده است. او قصد دارد فيلمي بسازد تا تواناييهايش را به ديگران اثبات كند. در ميانههاي فيلمبرداري او كور ميشود و چون قصد پنهان كردن اين واقعيت را دارد، به كارش ادامه ميدهد و بي آن كه توان نگاه كردن داشته باشد، ميزانسن ميدهد و فيلم را به پايان ميبرد. سرانجام تهيهكنندگان كمپانيهاي آمريكايي فيلم را ميبينند و خشمگين از هدر رفتن سرمايهشان براي چنين فيلم ديوانهكنندهاي، كارگردان را مواخذه و براي هميشه تحريمش ميكنند، اما فرانسويان كه اين هنرمند را دوست دارند، فيلمش را به جشنواره كن ميبرند و جايزه بهترين فيلم را به آن ميدهند. اين فيلم نوعي افشاگري طنازانه است از وودي آلن درباره سينماي آمريكا و قواعد دستوپاگير حاكم بر آن. بنابراين وودي آلن براي كساني كه اولا آثار پر شمار او را طي اين چهار دهه ديدهاند و ثانيا براي كساني كه نگاهي منطقي و اصولي به سينما دارند، يكي از ميراثداران سينماي هنري دوران كلاسيك و يكي از غولهاي زنده سينماست. او را «اينگمار برگمان سينماي آمريكا» دانستهاند كه بر خلاف كارگردان بزرگ سينماي سوئد، نگاهش به دنيا، آدمها و ماجراها را در قالبي كمدي عرضه ميكند. |
|
| Dead_Girl ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است : | arathornson (09-29-2008) |
|
|
#3 (لینک مستقیم به این پست) |
|
مدیر انجمن فیلم ، سینما و تئاتر
![]() تاریخ عضویت: May 2008
محل سکونت: Hell's Highway
نوشته ها: 2,430
تشکر از دیگران: 1,897
تشکر شده 2,050 بار در 1,097 پست
|
كمدين
وودي آلن كار خودش را در سينما با بازيگري و فيلمنامهنويسي شروع كرد. گرايش هنرياش به كارگرداني تئاتر و آشنايياش با آثار نمايشنامهنويسان بزرگ، مسيري را پيش پاي او نهاد تا سالها بعد اين سه عنصر در كارهايش به مهمترين مولفهها تبديل شود. بازيگري، آشنايي با درام و ديالوگنويسي. در يكي از فيلمهاي اوليهاش به عنوان بازيگر با نام «تازه چه خبر...» آلن تيپي را عرضه كرد كه مختصات آن تا امروز در بازيهايش رعايت شده؛ از نوازنده بد شانس و ابله «پولو وردار و بزن به چاك» (نخستين فيلمش به عنوان كارگردان كه در آن بازي هم كرد) تا شعبدهباز دستوپاچلفتي « »scoop(آخرين فيلم آلن كه در آن نقشآفريني هم داشت). در اين چند دهه فاصلهاي كه ميان اين دو فيلم وجود دارد، آلن در فيلمهاي بسياري كه كارگرداني كرد، بازي در مشابه چنين نقشهايي را تجربه كرد و به شمايل اين تيپ بدل شد. او در فيلمهايش تيپي ساده، پرحرف، كمي روشنفكر، ضعيفالجثه، شوخ و حساس را ايفا ميكند. در يكي از مشهورترين فيلمهايش كه برنده اسكار بهترين فيلم هم شد («آني هال») او اين تيپ را به هنرمندانهترين شكلي ايفا كرد. در يكي از صحنههاي اين فيلم در حالي كه او و نامزدش در صف تماشاي فيلمي از اينگمار برگمان در سينما هستند، حرفهاي روشنفكرانه اما خودخواهانه يكي از حاضران در صف اعصاب او را به هم ميريزد و مقدمه دعوايي ميان اين زوج ميشود. دقيقا مشابه چنين صحنهاي را سالها بعد در فيلم «منهتن» عرضه كرد. پرگويي و استدلالهاي بامزه آلن بخصوص براي قانع كردن زنها، آن قدر بامزهاند كه نمونههايش را در هيچ فيلمي سراغ نداريم. در واقع آلن نوعي از كمدي كلامي را ارائه ميكند كه مبتني بر تواناييهاي ذاتي و خصوصيات فيزيكي خودش است. طنز قوي فيلمهايش زماني برجستهتر ميشود كه خودش را هجو ميكند. اين خصلت در سينماي كمدي آلن يادآور كار بزرگي است كه باستر كيتن دههها پيش از او انجام ميداد. مثلا همانطور كه كيتن در فيلمهاي «ژنرال» و «استيم بوت بيل جونير» با قد كوتاه و جثه نحيفش به عنوان يك ضعف شوخي كرد، آلن نيز در سراسر آثارش، آنجاهايي كه خودش عهدهدار نقش اصلي بود، ضعفهاي ظاهري خودش را بدل به موضوعي خندهدار براي تماشاگران كرد. |
|
| Dead_Girl ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است : | arathornson (09-29-2008) |
|
|
#4 (لینک مستقیم به این پست) |
|
مدیر انجمن فیلم ، سینما و تئاتر
![]() تاریخ عضویت: May 2008
محل سکونت: Hell's Highway
نوشته ها: 2,430
تشکر از دیگران: 1,897
تشکر شده 2,050 بار در 1,097 پست
|
روشنفكري
در كمديهاي آلن، همواره بحث روشنفكري مطرح است. يا يك شخصيت روشنفكر عصاقورتداده داريم يا در زندگي يك زوج، بحثها و اختلافات روشنفكرانه درميگيرد. نوع نگاه وودي آلن به مقوله روشنفكري، با ريشخند و كاملا از سر استهزا است؛ البته روشنفكراني كه در اين فيلمها ارائه ميشوند، مدلي خاص از روشنفكري را نمايندگي ميكنند. در اين موقع طنز وودي آلن كاملا به نمونه آمريكايي خود بدل ميشود و به سمت هجو پيش ميرود. دشمني آلن با جريانهاي باسمهاي و قالبي پرمدعا در نقاب روشنفكرانه، از همان نخستين فيلمهايش شروع شد و در سراسر كارنامهاش به هر طريقي اين نوع گرايش را دست انداخته است. روشنفكران فيلمهاي او چه مرد و چه زن اغلب آدمهاي رياكاري هستند كه رفتارشان در خلوت شكل ددمنشانهاي از روحيات آدمهاي پيش از تمدن دارد، اما آن گاه كه در محافل عمومي ظاهر ميشوند، خود را چيز ديگري وانمود ميكنند. اغلب اختلافات ميان زنها و شوهرانشان در فيلمهاي آلن، تحتتاثير همين خزعبلاتي است كه با پوششي از استدلال بيان ميشود. دوگانگي رفتار روشنفكران با تفكراتشان، زماني بيش از هميشه مورد تمسخر قرار ميگيرد كه پاي غرائز به ميان ميآيد. |
|
|
|
#5 (لینک مستقیم به این پست) |
|
مدیر انجمن فیلم ، سینما و تئاتر
![]() تاریخ عضویت: May 2008
محل سکونت: Hell's Highway
نوشته ها: 2,430
تشکر از دیگران: 1,897
تشکر شده 2,050 بار در 1,097 پست
|
درام
با اين كه در كمديهاي مشهور وودي آلني نيز ميتوان نشانههايي از دلبستگيهاي كارگردان به ژانرهاي مختلف سينمايي را ديد، اما آلن در سالهاي اخير به طور مشخص، با كارگرداني فيلمهايي كه كمترين جنبه طنزآميز دارند، توانايياش را در ساختن فيلمهاي جدي هم نشان داده. يكي از شاخصترين اين فيلمها «امتياز نهايي» است. وودي آلن كه در اين گونه فيلمهايش ترجيح ميدهد بازي نكند، اتفاقا از بازيگران مطرح و تا حدي ستاره استفاده ميكند و آنها (مثل اسكارلت جوهانسن، اليزابت شو، ايوان مكگرگور، كالين فارل، پنهلوپه كروز، خاوير باردم و...) هم از موقعيت به دست آمده نهايت استفاده را ميبرند تا افتخار همكاري با يكي از بزرگترين كارگردانهاي تاريخ سينما را پيدا كنند. در «امتياز نهايي» آلن بدون اين كه به طور مشخص اعلام كند، يكي ديگر از اقتباسهاي آزاد از داستان «يك تراژدي آمريكايي» اثر تئودور درايزر را جلوي دوربين ميبرد. اين فيلم كه از آن بسيار استقبال شد، ويژگيهايي داشت كه باعث شكلگيري دورهاي تازه از كارنامه وودي آلن شد. اول اين كه آلن پس از سالها از فيلمسازي در شهر زادگاهش نيويورك دست كشيد و قصهاش را در لندن روايت كرد و دوم اين كه از شكل مالوف فيلمهاي كمدياش فاصله گرفت. پس از اين فيلم «scoop »را با عناصر آشناي وودي آلني ساخت كه از نظر فضاسازي و هجويه، خيلي شباهت داشت به يكي ديگر از آثار شاخصش با نام «شالودهشكني هري». اما در «روياي كاساندرا» بار ديگر روش خود در «امتياز نهايي» را ادامه داد. درونمايه مضموني اين دو فيلم جدي آلن، نقش اقبال و شانس و البته اتفاق و تصادف در سرنوشت انسانهاست. روش كارگردان در اين دو فيلم نيز تاكيد بر عناصر آشناي سينماي ملودرام است. جديدترين فيلم آلن نيز با حضور دو ستاره سينماي اسپانيا (خاوير باردم و پنهلوپه كروز) به همراه اسكارلت جوهانسن، در اروپا ساخته شده و به گمان بسياري از منتقدان كه از فيلم قبلي اين كارگردان استقبال چنداني نكرده بودند، جزو بهترين آثار وودي آلن در يك دهه اخير است. |
|
| Dead_Girl ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است : | arathornson (09-29-2008) |