آپلود عکس فروشگاه گلستان دفترچه روزانه شهر بازي تماس با مدیران انجمن ها
بازگشت   گلستان تاک > فرهنگ و هنر > فرهنگ و هنر

فرهنگ و هنر بحث و تبادل نظر در مورد فرهنگ و هنر و موضوعات پيرامون فرهنگ و هنر ...

 
آخرین 10 پست : این روزا عادت همه رفتن و دل شکستنه                    نفر قبليت به كدوم يك از شخصيت ها...                    پيش بيني جالب در مورد سال گاو                    زندان گلستان تاک                    احساس حقیقیت رو نسبت به نفر قبلیت...                    زن كانادايي به تصور سنگ كليه بچه...                    دستگیری سه کودک عاشق پيشه                    میبینم که...                    اگه نفر قبلی اسم نداشت چه اسمی...                    جديدترين روش تفريح انگليس ها
پاسخ
 
لینک مستقیم ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
قدیمی 09-04-2008   #1 (لینک مستقیم به این پست)
کاربر سایت
 
taranom آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2008
محل سکونت: شهر گمشده
نوشته ها: 3,455
تشکر از دیگران: 3,200
تشکر شده 3,094 بار در 1,932 پست
گام به گام به سوی تلفیق

نکته هایی درباره کنسرت اخیر گروه شمس در سعدآباد
... با چنین ساقی و مطرب کی رود هموار مست
... کافر و مومن خراب و زاهد و خمار مست
مصرع هایی از غزل مولانا۱
از همان نخستین سال های پس از انقلاب، تحولی در موسیقی ایران رخ داد و میدانی وسیع برای موسیقی سنتی پدید آمد که تا آن لحظه تاریخی سابقه نداشت. این در حقیقت یک اتفاق هم سنخ و طبیعی در انقلاب ایران بود و گرایشات سنت گرایانه، روزنه محدود موسیقی سنتی ایرانی را گشوده تر ساخت. استقبال کنندگان بیشتر شدند و عمیق تر و جدی تر به این عرصه گام نهادند. البته کاهش عرضه در عرصه های متنوع موسیقی، خصوصاً موسیقی پاپ دلایل دیگر این رونق بود. به زودی سیاستگذاری های تازه و تمایلات رسمی، همراه با ترویج و تبلیغ رادیو و تلویزیون نیز بر تثبیت موسیقی ملی ایران- هر چند با محدودیت- کار را به نفع موسیقی کلاسیک ایران یکسره ساخت. موسیقی ردیفی و مقامی همراه با برخی نوآوری ها و تلقی های متفاوت، جای موسیقی پاپ را گرفت؛ چنان که درنهایت تنها برخی سرودهای تند و انقلابی در جنب حیاط خلوت خود یافت. این سرودها هم البته رقیبی برای موسیقی سنتی ما نبود و نمی توانست باشد، بلکه زمختی و فقدان ذوق و بصیرت هنری در اغلب آنها همراه با سستی اشعارشان مزیتی تازه بود که ظرافت مینیاتوری و ژرفای کلاسیک و اشرافی موسیقی سنتی را برجسته تر می ساخت.
باری، در چنین شرایطی، طبعاً اتفاقات نادر و مهمی باید در عرصه موسیقی سنتی می افتاد. این اتفاقات افتاد و از همان ابتدا گروه های برجسته و قدرتمندی نظیر شیدا، عارف، شمس و... ظهور کردند و هر چند کامشان در سراسر دهه های ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ به شرنگ ممیزی ها و محدودیت ها و دخالت های غیرتخصصی تلخ بود، کار خود را پیش برده و کتاب کهن و ژرف موسیقی ایرانی را همچنان باز نگه داشتند. بر همه آنان درود می فرستیم و همت شان را آفرین می گوییم.
گروه شمس در سال ۱۳۵۹ به وسیله کیخسرو پورناظری پایه گذاری شد. کارشان تازه و جالب بود اما به نظر می رسید به مقتضای شرایط و در پی موج های فرهنگی و سیاسی آن ایام ظهور کرده اند و دولت مستعجل خواهند بود، اما عمرشان دراز بود و هم اینک قریب به سه دهه نوای ناب سازهای کلاسیک و ارجمند ایرانی را به سمع ایرانیان و بسیاری غیرایرانیان رسانده اند. پورناظری دانشجوی عمران در دانشگاه بود، اما ناگاه شور و عشق هنری که از طفولیت و از طریق پدرش به او القا شده بود، طغیان کرد، درس و دانشگاه را کنار زد، به سرزمین آبایی نزدیک شد و در کرمانشاه به استخدام اداره فرهنگ و هنر درآمد. با وقوع انقلاب اندک وقفه یی در کارهایش پدید آمد، اما از پا ننشست و با علاقه یی که به ساز مهجور تنبور داشت، آن را احیا کرد و گروهی از تنبورنوازان فراهم ساخت که نخستین اجراهای آنها در سال های ۱۳۵۹ و ۱۳۶۰ عرضه شد. با وفق آفاق و توافق ایام، از قضا این کار به تصوف و عرفان تعبیر شد و سخت مقبول افتاد. در آن فضای معنویت گرا که استاد و معلم و کارگر کارخانه سخن از عرفان و معنا می گفتند، این همنوازی هنری و همسنخ با شعر و مفاهیم درویشانه، مکملی بی جایگزین بود . این گروه برای اولین بار، این ساز باستانی را به صورت همنوازی مورد استفاده قرار دادند و در کنار آن برای اولین دفعه، صدای دف را به عنوان عضوی رسمی در کنسرت- و بلکه رکنی مهم در مجموعه صداهای همنوا- به کار گرفتند. این دو ساز که مناسبتی تام با سماع صوفیانه و احوال عرفانی داشت، وقتی با بهره گیری از اشعار مولانا شنیده می شد، غوغا می کرد. نخستین تولید رسمی گروه شمس این گونه بود و نامش «صدای سخن عشق». این اثر در سال ۱۳۶۰ به عنوان اولین حضور رسمی- و بلکه اعلام ظهور- گروهی قدرتمند در هنر موسیقی ایران محسوب می شد؛ اثری که تقلیدهای بسیار از آن شده است.
__________________
  پاسخ با نقل قول
قدیمی 09-04-2008   #2 (لینک مستقیم به این پست)
کاربر سایت
 
taranom آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2008
محل سکونت: شهر گمشده
نوشته ها: 3,455
تشکر از دیگران: 3,200
تشکر شده 3,094 بار در 1,932 پست
سال های متمادی در سطوحی متفاوت و غالباً پایین تر تکرار شد. گروه شمس که در ابتدا به گروه تنبور شمس معروف بود، با این پشتوانه کار خود را پیش برد و ده ها و صدها کنسرت در ایران و سراسر جهان برگزار کرد. ویژگی تنبور و همخوانی اشعار عارفانه جزء لاینفک آنها بود و برخی کارهای مشترک با صدای شهرام ناظری و نوربخش و اخیراً سهراب پورناظری نیز در زمره آثار موفق ایشان محسوب می شود. به تدریج گسترش سازهای ضربی و کوبه یی نیز رنگ و تجلی متفاوت و جالبی در تنظیم قطعه ها و ایجاد تحرک و احساس در آهنگ ها ایجاد کرد. آنان با وفاداری به تنبورنوازی، که خود به آن «موسیقی عرفانی تنبور» می گویند، همچنان بر دو زمینه مهم و عمیق موسیقی در این آب و خاک به پیش می روند؛ موسیقی سنتی ایران و موسیقی پرتنوع و جذاب کردستان.
آخرین کنسرت گروه شمس، در روزهای ۲۳ تا ۲۵ مرداد در محوطه کاخ سعدآباد با عنوان «بر آفتاب خلیج فارس» برگزار شد. تنوع موسیقی، سازها و اشعار و آوازهای این کنسرت بسیار شنیدنی بود، هر چند خالی از نقص و نقض و معضل و مشکل نبود، در پایان برخی از آنها را که ناخواسته و تحمیلی یا خواسته و قابل رفع است، برمی شمریم.
تردیدی نیست که گروه شمس با هسته پورناظری ها، در آهنگسازی چیره دستند و بلکه صاحب سبک و ابداع. آنان تنها نوازندگانی ماهر نیستند و خلاقیت و بصیرت جالب توجهی در کار آهنگ دارند. استخوان گروه همچنان کیخسرو پورناظری است و حال و هوای اولیه همچنان در کارهای گروه دیده می شود، اما نوآوری ها و ابداعات جوان ترها به وضوح همچون گوشت و پوست بر این استخوان محکم دیده می شود. در واقع گروه شمس، هم تغییر کرده و هم ثابت مانده است. بر اصول اولیه موسیقی سنتی ایرانی و کردی درنگ کرده و در تلفیق سازها و نواهای دلچسب و کم آشنا از آن گذشته و بدایع ارجمندی خلق کرده اند، گویا تلاش شان بر نوآوری در عرصه سنت است. چنان که از هیچ تمهید و تلفیقی، اگر مبنای محکم موسیقایی داشته باشد، ابا ندارند، قبلاً کمتر این کار را می کردند و در سراسر دهه های ۶۰ و ۷۰ با احتیاط به این تلفیق ها مبادرت می کردند، اما در این سال ها به عنوان یک روش آزموده و با اعتماد به نفس بسیار، جزئیات تازه را به فضاهای صوتی خود افزوده و حجم تجربه هایشان را فراتر برده اند.
اینک تلفیق یک عنصر اصلی و پایه در کار آنان است. گویا حرکت اولیه از یک ساز، آنان را تحریص کرده که حالا به هر ساز و نوای تازه یی در مجموعه کنسرت شمس میدان می دهند و البته نه بی حساب و کتاب، بلکه با شناخت و دقت و بصیرت زیباشناسانه یی که از چنین هنروران اصیلی انتظار می رود. این ترکیب ها که در ابتدا به سازهای ایرانی- اعم از کهن و متداول- محدود می شد و از ترکیب دف و تنبور آغاز شد، نهایتاً در سال های اخیر وسعتی جهانی یافته و نواهای متنوعی از ملل و فرهنگ های متفاوت را درهم تنیده است. در همین کنسرت اخیر هم ملودی های ترکی و عربی و نواهای زهی و ضربی و کوبه یی هندی و حتی شرق دور را می شد در هماهنگی با موسیقی کلاسیک ایرانی و کردی و حتی نواهای محلی نظیر بختیاری تشخیص داد. صدای هند و آذربایجان و لبنان و در حقیقت نوای اصیل ملل شرق بر بستر باشکوه موسیقی ایرانی با حاشیه یی از ملودی های محلی و نواهای پرشور مقامی مناطق ایران درآمیخته بود. سازها لهجه داشتند و نوازندگان به مهارت سازها را می نواختند و گوش ها را نوازش می کردند.
__________________
  پاسخ با نقل قول
قدیمی 09-04-2008   #3 (لینک مستقیم به این پست)
کاربر سایت
 
taranom آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2008
محل سکونت: شهر گمشده
نوشته ها: 3,455
تشکر از دیگران: 3,200
تشکر شده 3,094 بار در 1,932 پست
می دانیم که به رغم اقبال و استقبال مردم از موسیقی سنتی همواره محدودیت ها و کارشکنی های زیادی در این عرصه وجود داشت. قوانین ناکافی و بلکه نامناسب، ممیزان کم ذوق و استعداد، متعصبان، غوغای عوامانه و عوامفریبانه برخی متظاهران، فقدان امکانات و مکان های مناسب، تحریم سازها در تلویزیون و حرمت و تحقیر این هنر والای معنوی و بالاخره عدم حمایت از آموزش فراگیر و مطمئن موسیقی در آموزش و پرورش و دانشگاه ها و حتی آموزشگاه های نیمه رسمی به نحوی که حتی کلمات موسیقی و آهنگ و ترانه و آواز را کنار زده و عنوان نادرست و بی مسمای «سرود» به رسمیت شناخته می شد... سبب شد در همین زمینه سنتی و محدود هم از همسایگان و سایر کشورها به شدت عقب بیفتیم. نه سالن ها ی خوب و متعدد داریم، نه اسپانسرهای بزرگ و مطمئن از گروه های موسیقی حمایت می کنند، نه سرمایه وسیع و اقتصاد قابل توجهی با رقم های درشت در موسیقی ایرانی می بینیم، نه سازهای استاندارد، نه آموزشگاه های علمی و نظام تربیتی استانده و نه نظم و نظامی برای اجرا.
اینها همه واقعیات هنر موسیقی در کشور ما است، اما به رغم همه این ناملایمات و محدودیت ها، فطرت هنرجو و فرهنگ اصیل ایرانی، همراه با ذوق و پشتکار اقلیتی از اهل موسیقی، چراغ خانه را روشن نگه داشته و کوک سازها را در راه شور و شیدایی قرار داده است. عشق به موسیقی همچنان رواج دارد و نوای موسیقی ردیفی و مقامی ایرانی و نواهای زیبای کردی و خراسانی و بختیاری و ترکی و بلوچی و بندری شنیده می شود. ای کاش این همت موسیقایی، بر زمین و زمینه و زمانه یی حمایت شده قرار می گرفت تا صدایش جهانی می شد و همچون موسیقی شرق دور، از فیلماهنگ تا کنسرت های بزرگ را درمی نوردیدند یا همچون نواهای یونانی و مجاری و امریکای لاتین و حتی عربی، همه جا شنیده می شد و رسمیت می یافت. هنر ایرانی نباید در پنهانکده و سایه سار بماند، باید بدرخشد و دل ها را به لطف و نور این فرهنگ بیاراید.
در اشعار متنوع و متعددی هم که گروه شمس برگزیده بود، اتفاقاً همچون سازهایشان تنوعی دیده می شد. جز یکی دو قطعه کردی که من به درستی بر زبان اشعار واقف نبودم، همچنان گزینشی خوب و سنجیده از اشعار مولانا پایه آوازها بود.
در کنار آن غزل زیبایی از هلالی جغتایی به مطلع
«یار آمد و من، طاقت دیدار ندارم
از خود گله یی دارم و از یار ندارم»
و نیز اشعاری از هومن ذکایی استاد دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی با شعر «زیر باران» که حال و هوایی خاص با صدای سهراب پورناظری یافته بود؛
«از خانه بیرون می زنم، در زیر باران
تا بفکنم در کوچه یی بی صبری ام را،
بردارم از دوش، این گلیم ابری ام را...»
همخوانان خاصه خانم نجمه تجدد بر وسعت و استحکام صدای خواننده اصلی افزوده و درهم آمیزی صداها که با اوج و فرودهای پی در پی و حلقه یی یکدیگر را دنبال می کردند، فضایی مه آلود و لطیف ایجاد می کرد. کاری پرزحمت و زیبا بود و گاه با وقایع غیرقابل پیش بینی نظیر تکنوازی فلوت، دودوک یا شیرین کاری طبل و خصوصاً نواهای طبیعی و شبه طبیعی دمام و کوزه و دیجریدو همراه می شد. حتی نوای سرخوش و حماسی سرنا و دهل بختیاری که ویژه رقص سه پای بختیاری هاست و خواب از سر هر مخموری برمی گیرد، حالتی خاص و به یادماندنی داشت و پایان بندی گروه شمس را از کنسرت های مشابه متمایز می ساخت.
اینها ارزش ها و زیبایی هایی بود که بیان آنها ادای دین به گروهی است که بیش از ربع قرن به موسیقی ملی ما خدمت کرده و بر زمینه اصیل آن وفادار مانده اند و نیز بیان برخی ابداعات و نوآوری های جوانان گروه شمس برای استمداد از موزیک شرق در جهت غنا بخشیدن به موسیقی اصیل ایرانی است، اما نکته های کوچک و بزرگی هم بود که نگفتن آنها روا نیست، هرچند گفتن نیز دل ها را می رنجاند و عمدتاً به وضع عمومی موسیقی ایرانی بازمی گردد.
کنسرت اخیر پورناظری ها و به عبارت بهتر «گروه شمس» در دو بخش و با خطابه مفصل و گلایه آمیز و کنایی رهبر گروه کیخسرو پورناظری آغاز شد. در بخش دوم هم سهراب پورناظری مسائلی را مطرح کرد که حدود ۱۰ تا ۱۵ دقیقه طول کشید، اما در مجموع این دو خطابه مقدماتی شاید سه تا چهار دقیقه مفید وجود داشت و آن هم بیان محظوراتی که قبل از کنسرت پیش آمده و طبق روال جاری در سیاست هنری و متولیان آن بخش های جالبی از حرکات موزون و سماع و آواز و حتی سازها را حذف و محدود کرده بودند. شنونده و بیننده کنسرت در ایران البته مثل تاخیر در پرواز هواپیماها یا قطع نامنظم برق چندان تعجبی از این مسائل ندارد. اما به جز این توضیح مفصل و شمرده و متل وار آنچه در بروشور کنسرت به اختصار و دقت منتشر شده و در اختیار همگان بود لزومی نداشت. این دو خطابه نابجا حکم درآمد خارج و ناهماهنگی برای چنین موسیقی درخشانی را داشت که اتفاقاً همان مقدار وقت هم به کوک سازها اختصاص داده و در سه مورد با تکنوازی های تکراری و فاقد بداعت از جذبه سایر قسمت ها کاستند. از جمله نخستین درآمد که تکنوازی مفصل تنبور بود و بر تاخیر در شروع کنسرت خطابه مفصل و کوک کردن طولانی سازها ضرب شد و مستمعان نشسته بر صندلی های غیراستاندارد و بسیار نامناسب سعدآباد را تا حدی کسل و خسته کرد.
__________________
  پاسخ با نقل قول
قدیمی 09-04-2008   #4 (لینک مستقیم به این پست)
کاربر سایت
 
taranom آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2008
محل سکونت: شهر گمشده
نوشته ها: 3,455
تشکر از دیگران: 3,200
تشکر شده 3,094 بار در 1,932 پست
همین جا بد نیست بگویم مسوولان کنسرت که در قسمت A بلیت های ۴۰ هزار تومانی عرضه کرده بودند بد نبود به فکر صندلی های راحت تری باشند و از رنج چهار ساعت و نیم نشستن بر صندلی های خشک و کوچکی که غالباً در مجالس عروسی کرایه می شود، کمی بکاهند. شاید آخرین شب اجرا- که راقم شاهد آن بود- چنین ویژگی هایی داشت. اما نورپردازی هم بسیار ساده و گاه فاقد هماهنگی با موسیقی بود. حال آنکه نورپردازی گواه و مکمل کنسرت های زنده است و نباید با خست و بی توجهی از کنار آن گذشت. اجرای خوبی مثل کنسرت سعدآباد، نباید بر پلکانی بی روح- البته به جز شمع های روشن در زمینه- به کار می رفت. می شد دکوری متناسب تدارک دید، خاصه آنکه سماع و رقص درویشان مولوی و حرکات موزون پس زمینه هم حذف شده بود. اتفاقاً یکی از دو پرده تلویزیونی نصب شده در محوطه هم ایراد داشت و بر ذهن و زمینه بصری کنسرت اثری نامطبوع می نهاد.
اینها نکات کوچک و بزرگی بود که یک شنونده مشتاق اما وفادار و پایبند به موسیقی اصیل ایران زمین دیده، شنیده، فهمیده و بیان کرده است. مشکلات هست اما ارزش ها، زیبایی ها و ملاحت روح نواز و رنگارنگ موسیقی نیز هست؛ موسیقی که این بار با دستان پرمهارت گروه شمس بر جان های خسته از خشکی و خشم و... دامنی از گل می افشاند.
__________________
  پاسخ با نقل قول
قدیمی 09-04-2008   #5 (لینک مستقیم به این پست)
کاربر سایت
 
taranom آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2008
محل سکونت: شهر گمشده
نوشته ها: 3,455
تشکر از دیگران: 3,200
تشکر شده 3,094 بار در 1,932 پست

__________________
  پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال
انتخاب سریع یک انجمن

موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
Persian Metall Alcatrazz موزیک ایرانی 7 06-16-2008 07:11 PM



Powered by vBulletin Version 3.7.1
Copyright ©2000 - 2009, Jelsoft Enterprises Ltd.

Host & Support By Kimiahost Co
© Copyright 2005-2008 GolestanTalk.com
Design by Armin & Hosein
استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به کسب اجازه کتبي از مديريت ميباشد