آپلود عکس فروشگاه گلستان دفترچه روزانه شهر بازي تماس با مدیران انجمن ها
بازگشت   گلستان تاک > فرهنگ و هنر > فیلم، سینما و تئاتر > بیوگرافی

 
آخرین 10 پست : اگه نفر قبلی اسم نداشت چه اسمی...                    سخنان اشوزرتشت { يسنا- هات}                    مشاعره                    برای کسی که هست ولی نیست !                    میبینم که...                    اشعار برگزيده استاد رحيم معيني...                    تایتانیک 2                    برمي گردم به زودي (ماهان)                    تقويم پيشنهادي سازمان ليگ اعلام شد...                    ليگ قهرمانان آسيا قرعه كشي شد
پاسخ
 
لینک مستقیم ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
قدیمی 09-07-2008   #1 (لینک مستقیم به این پست)
مدیر انجمن فیلم ، سینما و تئاتر
 
Dead_Girl آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2008
محل سکونت: Hell's Highway
نوشته ها: 2,430
تشکر از دیگران: 1,897
تشکر شده 2,050 بار در 1,097 پست

Mood
خونسرد

باستر كيتون‌

مروري بر زندگي و آثار باستر كيتون‌
بزرگمرد كوچك‌




باستر كيتون يكي از نوابغ سينما و جزو مشهورترين كمدين‌‌هايي است كه در هنر هفتم ظهور كرده‌اند. كيتون متولد 1895 است، يعني همزمان با اختراع سينما به دنيا آمد و به همين دليل، بسياري از منتقدان در بزرگداشت او، كيتون را همزاد سينما معرفي كرده‌اند. او از پدر و مادري هنرمند متولد شد كه نمايش‌هاي آكروبات را اجرا مي‌كردند.
مدتي پس از تولد كيتون، او نيز به گروه نمايش خانوادگي اضافه شد و هر 3 با هم اين نمايش‌ها را اجرا مي‌كردند. تا آن زمان كيتون‌ها به معني خانم و آقاي‌ كيتون بود اما پس از ميلاد فرزند، درست در زماني كه او فقط 2 سال داشت اين گروه سه نفره شد و خانواده كيتون ناميده شد. معروف است كه وقتي باستر كيتون تنها 2 سال سن داشت، يك بار همراه پدر و مادرش در خيابان راه مي‌رفتند كه ناگهان توفان مي‌شود و جريان باد آنقدر شديد مي‌شود كه كيتون كوچك را از زمين بلند مي‌كند و چند خيابان آن‌طرف‌تر روي زمين مي‌اندازد. والدين او كه بسيار نگران فرزندشان شده بودند او را سرانجام در حالي مي‌يابند كه سرگرم بازي بوده است. كيتون از كودكي استعداد حيرت‌انگيزي در حركات آكروباتيك داشت و بدن نرمش اين امكان را به او مي‌داد تا نمايش‌هاي پر برخورد را باورپذير از آب
در بياورد.

كيتون پس از اين كه به سال‌هاي نوجواني رسيد و پس از شهرتي كه از اجراي نمايش‌هايش به دست آورد بتدريج مورد توجه تهيه‌كنندگان سينما قرار گرفت. چند سال بعد به تشويق يكي از دوستانش در تعدادي فيلم كوتاه بازي كرد كه با استقبال مردم روبه‌رو شد؛ هيچ‌كدام از فيلم‌هاي سال‌هاي اوليه بازيگري كيتون اينك در دسترس نيستند و نشاني از آنها نيست. استعداد خيره‌كننده اين بازيگر لاغر و كوتاه قامت در خلق صحنه‌هاي شلوغ و بامزه، رفته‌رفته راهش را به استوديوهاي فيلمسازي باز كرد و شهرت و اعتباري كه در اين سال‌ها به دست آورده بود، زمينه‌ساز توليد مستقل فيلم‌هايش شد. كيتون با اين كه در تعدادي از فيلم‌هاي اين دوران و كمدي‌هاي سال‌هاي بعدش، كارگردان نبود اما در طراحي موقعيت‌هاي كمدي آزادي كامل داشت. يكي از فيلم‌هاي اين دوره‌اش «يك هفته» نام دارد كه كيتون در آن نقش تازه دامادي را بازي مي‌كند كه به همراه عروس‌اش براي ساختن خانه‌شان اقدام مي‌كنند. مرد ديگري كه دلبسته دختر بوده، با كارشكني و تغيير برنامه ساخت خانه، باعث مي‌شود تا سرانجام اين خانه شكل عجيب و غريبي به خود بگيرد. آنها مجبور مي‌شوند خانه‌شان را به جاي ديگري منتقل كنند و كيتون براي اين كار خانه را بكسل ماشين‌اش مي‌كند اما در راه قطاري از راه مي‌رسد و با له كردن خانه، خيال عروس و داماد را راحت مي‌كند. اين فيلم مربوط به سال 1920 است. در صحنه‌اي از اين فيلم كوتاه، عروس در حال استحمام ناگهان صابونش بيرون از وان مي‌افتد. در اين لحظه دستي خارج از كادر وارد مي‌شود و جلوي ويزور دوربين را براي لحظه‌اي مي‌گيرد و پس از باز شدن دوباره تصوير، عروس را مي‌بينيم كه با لبخند شيطنت‌آميزي رو به دوربين مي‌خندد. اين اقدام عجيب كيتون در كارگرداني اين صحنه از فيلمش دهه‌ها بعد منتقدان برجسته‌اي مانند اندرو ساريس و ديويد تامپسون را به تحسين واداشت و آنان اعلام كردند كه پيش از نوآوري‌ها و ساختارشكني‌هاي ژان لوك گدار در دهه‌هاي شصت و هفتاد، اين باستر كيتون بود كه در 1920 چنين اقدام عجيبي را در كارگرداني «يك هفته» انجام داد. فيلم‌هاي كوتاه مشهور و برجسته كيتون در اين سال‌ها «خانه جن‌زده»، «بز»، «كشتي»، «همسايه‌ها» و «بدشانس» است كه دقايق كوتاهي از اين آخري، سال‌ها پس از مرگ كيتون پيدا شد و در معرض ديد علاقه‌مندان قرار گرفت. موفقيت فيلم‌هاي كوتاه كيتون در اوايل دهه بيست ميلادي انگيزه‌هاي او را براي بازي در فيلم‌هاي بلند تقويت كرد. اين اتفاق افتاد و بر شهرت كيتون به عنوان كمديني برجسته و دوست‌داشتني افزوده شد. كيتون در اين زمان سالي 2 فيلم مي‌ساخت و براي بازي و طراحي فيلم‌هايي كه حتي كارگرداني‌شان را عهده‌دار نبود هفته‌اي 20 هزار دلار مي‌گرفت. در اين زمان كمپاني متروگلدوين ماير كه بزرگ‌ترين كمپاني توليد فيلم بود، از كيتون براي همكاري دعوت به عمل آورد و به گفته بسياري از مورخان سينما، امضاي اين قرارداد بزرگ‌ترين اشتباه زندگي نابغه سينماي كمدي بود.

مارتين اسكورسيزي، كارگردان بزرگ سينما در بررسي تاريخي خود از سينماي كشورش، تاريخچه متروگلدوين ماير را مرور مي‌كند و نقش تهيه‌كنندگان اين كمپاني را تحليل مي‌كند. به اعتقاد او فشار زياد اين تهيه‌كنندگان بر فيلمسازان، گاه آنان را در سخت‌ترين شرايط قرار مي‌داد؛ به طوري‌كه با سلب آزادي عمل آنان، استعداد كارگرداني را در درون اين هنرمندان مي‌كشت. اسكورسيزي با تجليل از فرانك كاپرا كارگردان بزرگ سينماي كلاسيك، او را جزو معدود كارگردان‌هايي مي‌داند كه با استقامت زياد توانست اقتدار خود را به تهيه‌كنندگان كمپاني متروگلدوين ماير ديكته كند و از سوي ديگر دريغ مي‌خورد از تباه شدن استعدادهاي ناب و شگرفي همچون باستر كيتون كه در اين سيستم خردكننده، فرصتي براي آزادي عمل پيدا نكردند. به اين ترتيب كيتون كه او را بزرگ‌ترين نابغه سينماي كمدي مي‌شناسند، سال‌هايي را در اسارت اين كمپاني به سر برد و بتدريج در اثر فشارهاي فراوان از آنجا اخراج شد و سپس همسرش ناتالي تالماج از او جدا شد و پيامد اين رويدادهاي تلخ، ورشكستگي او بود. نكته غم‌انگيز اين است كه چند سال بعد برخي از مديران متروگلدوين ماير از سر دلسوزي بار ديگر كيتون را استخدام كردند و اين بار براي ويرايش متن‌هاي كمدي با حقوقي بسيار ناچيز و شرم‌آور.

كيتون در سال‌هاي فعاليتش با شرايط بسيار سختي دست به گريبان بود اما هيچ‌وقت اين تجربيات دردناك در آثار او بازتاب نيافتند. درست برعكس همتايش چارلي چاپلين كه همواره ثروتمند بود و حتي زماني كه فهرست هنرمندان مشكل‌دار مك كارتي منتشر شد و پس از فيلم‌هاي افشاگرانه‌اي مانند «عصر جديد» و بويژه «ديكتاتور بزرگ» در اروپا زندگي مرفهي داشت و نامه‌هاي منتسب به او خطاب به دختر يا دخترانش نيز سراسر كذب محض است. باري كيتون در اين شرايط زندگي كرد و نام كمدين صورت‌سنگي را به خود گرفت؛ زيرا از سال 1920 تا پايان عمرش هرگز در هيچ فيلمي نخنديد و ديويد تامپسون منتقد بزرگ درباره‌اش گفت كه كيتون نمي‌خنديد چون دليلي در اين دنيا براي خنديدن نداشت. اورسن ولز درباره اين هنرمند بزرگ گفته كه در صورت او رازي بود كه هرگز فاش نشد...

در ايران كيتون را به دليل نمايش فيلم‌هايش از تلويزيون بسياري مي‌شناسند. سرشناس‌ترين فيلم او «جنرال» نام دارد كه درباره يك آدم عاشق‌پيشه است كه براي اثبات مردانگي خود به نامزدش مي‌خواهد عازم جنگ‌هاي داخلي آمريكا شود اما چون ريزه‌ميزه و شكننده است، او را نمي‌پذيرند. سرانجام كيتون كه بازيگر اصلي اين فيلم است در اثر اتفاقي بامزه در جريان ماموريتي خطرناك قرار مي‌گيرد و صحنه‌هاي درخشاني با بازي او رقم مي‌خورد. فيلم معروف ديگرش «استيم‌بوت بيل جونيور» است كه كيتون در آن نقش پسر درس‌خوانده يك كشتي‌دار عامي را بازي مي‌كند كه پدرش ابتدا از داشتن اين پسر عاشق‌پيشه و سوسول احساس شرم مي‌كند اما در پايان فيلم سرانجام همين پسر جوان پدر و نامزد و پدر نامزدش را از مرگ نجات مي‌دهد. فيلم‌هاي معروف ديگر كيتون شرلوك جونيور، سفر به غرب،battling butler ،go west ، navigator،our hospitality وsaphead هستند و او پس از سال‌ها با چهره‌اي ميانسال در فيلم‌هاي شاخصي مانند «سانست بلوار» اثر بيلي وايلدر و «لايم لايت» به كارگرداني چارلي چاپلين بازي كرد و درست يك سال پيش از مرگش در تنها فيلم نمايشنامه‌نويس بزرگ قرن بيستم ساموئل بكت بازي كرد و در همان سال در جشنواره ونيز از كيتون تجليل باشكوهي به عمل آمد.

باستر كيتون در فيلم‌هاي خود كه عموما در قالب كمدي‌هاي اسلپ‌استيك (بزن و بكوب) ساخته مي‌شدند هرگز از بدل استفاده نكرد و دشوارترين صحنه‌هاي فيلم‌هايش را خودش بازي كرد. يك بار در صحنه‌اي از فيلم «شرلوك جونيور» كه داستان يك آپاراتچي است كه در روياهايش وارد فيلمي مي‌شود، از ارتفاع سقوط كرد و گردنش بشدت آسيب ديد. پرسوناي او در فيلم‌هايش تيپ انساني است كه با وجود ضعف‌هاي جسماني‌اش و نيز شرايط سخت زندگي، اما اميدوار و معتقد به خود و با اعتماد به نفس بر ضعف خود غلبه مي‌كند و شرايط را به شكل دلخواه درمي‌آورد. امروز بسياري از منتقدان برجسته جهان و حتي ايران، جايگاه باستر كيتون را فراتر از كمدين‌هاي مشهور ديگر از جمله برادران ماركس، هارولد لويد، چاپلين و لورل و هاردي ارزيابي مي‌كنند و نقش سرنوشت‌سازش را در شكل‌گيري نگاهي مستقل، عاشقانه و وفادار به سينما مي‌ستايند. فيلم‌هاي كوتاه و بلند به جا مانده از باستر كيتون گنجينه‌هايي از سال‌هاي اوليه ظهور سينما هستند؛ فيلم‌هايي كه با گذشت زمان ارزش آنها بيشتر معلوم مي‌شود.

منبع:قاب کوچک
__________________

no desperation no fear and no doubt

[فقط كساني ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]
  پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال
انتخاب سریع یک انجمن



Powered by vBulletin Version 3.7.1
Copyright ©2000 - 2009, Jelsoft Enterprises Ltd.

Host & Support By Kimiahost Co
© Copyright 2005-2008 GolestanTalk.com
Design by Armin & Hosein
استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به کسب اجازه کتبي از مديريت ميباشد