آپلود عکس فروشگاه گلستان دفترچه روزانه شهر بازي تماس با مدیران انجمن ها
بازگشت   گلستان تاک > ادبيات , عشق و دلدادگی > ادبيات > شعر و جمله های زیبا

شعر و جمله های زیبا شعر و جمله های زيبا

 
آخرین 10 پست : برمي گردم به زودي (ماهان)                    زندان گلستان تاک                    مشاعره                    این روزا عادت همه رفتن و دل شکستنه                    نفر قبليت به كدوم يك از شخصيت ها...                    پيش بيني جالب در مورد سال گاو                    احساس حقیقیت رو نسبت به نفر قبلیت...                    زن كانادايي به تصور سنگ كليه بچه...                    دستگیری سه کودک عاشق پيشه                    میبینم که...
پاسخ
 
لینک مستقیم ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
قدیمی 05-08-2007   #1201 (لینک مستقیم به این پست)
مدیر بازنشسته
 
Afsaneh آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2006
محل سکونت: سرزمین بی وفاها
نوشته ها: 4,517
تشکر از دیگران: 714
تشکر شده 1,918 بار در 1,306 پست
تبی آن گونه هستی سوز و جانکاه
که مغز استخوان را آب می کرد
صدای دختر نازک خیالم
دل تنگ مرا بی تاب می کرد
__________________
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد
طلب عشق زهر بی سروپایی نکنیم
  پاسخ با نقل قول
قدیمی 05-08-2007   #1202 (لینک مستقیم به این پست)
FOX
کاربر سايت
 
FOX آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2007
نوشته ها: 32
تشکر از دیگران: 8
تشکر شده 12 بار در 8 پست
دست مرا که ساقه سبز نوازش است
با برگهای مرده هم آغوش میکنی
گمراه تر ز روح شرابی و مرا
در شعله مینشانی و مدهوش میکنی
__________________
حرفهای ما هنوز ناتمام ،،، تا نگاه میکنی وقت رفتن است
باز همان حکایت همیشگی
پیش از آنکه باخبر شوی . . . لحظه عزیمت تو ناگزیر میشود
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان . . . چه زود . . . دیر میشود

  پاسخ با نقل قول
قدیمی 05-08-2007   #1203 (لینک مستقیم به این پست)
مدیر بازنشسته
 
Afsaneh آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2006
محل سکونت: سرزمین بی وفاها
نوشته ها: 4,517
تشکر از دیگران: 714
تشکر شده 1,918 بار در 1,306 پست
یادم آید: تو به من گفتی:
از این عشق حذر کن
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب آیینه ی عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا که دلت باد گران است
تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن
__________________
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد
طلب عشق زهر بی سروپایی نکنیم
  پاسخ با نقل قول
قدیمی 05-08-2007   #1204 (لینک مستقیم به این پست)
FOX
کاربر سايت
 
FOX آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2007
نوشته ها: 32
تشکر از دیگران: 8
تشکر شده 12 بار در 8 پست
نسیم از من هزاران بوسه بگرفت
هزاران بوسه بخشیدم به خورشید
در آن زندان که زندان بان تو بودی
شبی بنیادم از یک بوسه لرزید
__________________
حرفهای ما هنوز ناتمام ،،، تا نگاه میکنی وقت رفتن است
باز همان حکایت همیشگی
پیش از آنکه باخبر شوی . . . لحظه عزیمت تو ناگزیر میشود
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان . . . چه زود . . . دیر میشود

  پاسخ با نقل قول
قدیمی 05-08-2007   #1205 (لینک مستقیم به این پست)
مدیر بازنشسته
 
Afsaneh آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2006
محل سکونت: سرزمین بی وفاها
نوشته ها: 4,517
تشکر از دیگران: 714
تشکر شده 1,918 بار در 1,306 پست
دیگر در قلب من نه عشق نه احساس
دیگر در جان من نه شور نه فریاد
این همه اندوه در وجودم و من لال
این همه غوغاست در کنارم و من دور
__________________
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد
طلب عشق زهر بی سروپایی نکنیم
  پاسخ با نقل قول
قدیمی 05-08-2007   #1206 (لینک مستقیم به این پست)
FOX
کاربر سايت
 
FOX آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2007
نوشته ها: 32
تشکر از دیگران: 8
تشکر شده 12 بار در 8 پست
روی ویرانه های امیدم
دست افسونگری شمعی افروخت
مرده ئی چشم پر آتشش را
از دل گور پر چشم من دوخت
__________________
حرفهای ما هنوز ناتمام ،،، تا نگاه میکنی وقت رفتن است
باز همان حکایت همیشگی
پیش از آنکه باخبر شوی . . . لحظه عزیمت تو ناگزیر میشود
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان . . . چه زود . . . دیر میشود

  پاسخ با نقل قول
قدیمی 05-08-2007   #1207 (لینک مستقیم به این پست)
مدير تالارهای شهر ، مناطق و استان های كشور
 
zary آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Mar 2006
نوشته ها: 3,072
تشکر از دیگران: 1,244
تشکر شده 2,496 بار در 1,728 پست
تا زهــره و مــه در آسمــان گشت پـــدید
بهتــر زمی نــاب کسی هیچ نـــدیــــــــــد
مـــن در عجبــم ز می فروشان که ایشـان
به زآنچــه فروشنــد چــی خواهنـد خریـد
__________________
  پاسخ با نقل قول
قدیمی 05-08-2007   #1208 (لینک مستقیم به این پست)
مدیر بازنشسته
 
tarane آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Mar 2007
محل سکونت: من خانه به دوشم ...
نوشته ها: 2,606
تشکر از دیگران: 4,653
تشکر شده 2,253 بار در 1,600 پست
دو گل یاس سفید، دو بنفشه، دو اقاقی
دو گل زنبغ سرخ دست در شاخه ی توحید زدند
ریشه در خاک محبت کردند
زیر گلواژه ی آلونکشان
بوته ی عشق و وفا رنگ گرفت
و تو ای سبز ترین واژه ی مهر
که گل سر سبدی
روز پیوند اقاقی ها را به تماشا بنشین...
  پاسخ با نقل قول
قدیمی 05-08-2007   #1209 (لینک مستقیم به این پست)
مدير تالارهای شهر ، مناطق و استان های كشور
 
zary آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Mar 2006
نوشته ها: 3,072
تشکر از دیگران: 1,244
تشکر شده 2,496 بار در 1,728 پست
نازپرورد تنعم نبرد راه به دوست
عاشقی شیوه ی رندان بلاکش باشد
__________________
  پاسخ با نقل قول
قدیمی 05-09-2007   #1210 (لینک مستقیم به این پست)
كاربر فعال انجمن تاریخ
 
arash shivatir آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Apr 2007
نوشته ها: 1,944
تشکر از دیگران: 690
تشکر شده 1,650 بار در 984 پست
ديار من آن سوي بيابان هاست.
يادگارش در آغاز سفر همراهم بود.
هنگامي كه چشمش بر نخستين پرده بنفش نيمروز افتاد
از وحشت غبار شد
و من تنها شدم.
چشمك افق ها چه فريب ها كه به نگاهم نياويخت!
و انگشت شهاب ها چه بيراهه ها كه نشانم نداد!
آمدم تا ترا بويم،
و تو: گياه تلخ افسوني !
به پاس اين همه راهي كه آمدم
زهر دوزخي ات را با نفسم آميختي،
به پاس اين همه راهي كه آمدم.
__________________
[فقط كساني ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]

كورش تو ببین بی سر و سامانی ایران
بدبختی ایران و پریشانی ایران
از قبر برون آی و ببین ذلت ما را
این ذلت ایرانی و ویرانی ایران
آوخ که لحد ، جای تو شد تا بقیامت!
رفتی و ندیدی تو پریشانی ایران :
بگرفته دلم سخت زاوضاع کنونی
بیچارگی و محنت و حیرانی ایران
  پاسخ با نقل قول
قدیمی 05-09-2007   #1211 (لینک مستقیم به این پست)
FOX
کاربر سايت
 
FOX آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2007
نوشته ها: 32
تشکر از دیگران: 8
تشکر شده 12 بار در 8 پست
مستی هم درد منو دیگه دوا نمیکه...غم با من زاده شده منو رها نمیکنه
__________________
حرفهای ما هنوز ناتمام ،،، تا نگاه میکنی وقت رفتن است
باز همان حکایت همیشگی
پیش از آنکه باخبر شوی . . . لحظه عزیمت تو ناگزیر میشود
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان . . . چه زود . . . دیر میشود

  پاسخ با نقل قول
قدیمی 05-09-2007   #1212 (لینک مستقیم به این پست)
كاربر فعال انجمن تاریخ
 
arash shivatir آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Apr 2007
نوشته ها: 1,944
تشکر از دیگران: 690
تشکر شده 1,650 بار در 984 پست
هنگامي كه چشمش بر نخستين پرده بنفش نيمروز افتاد
از وحشت غبار شد
و من تنها شدم.
چشمك افق ها چه فريب ها كه به نگاهم نياويخت!
و انگشت شهاب ها چه بيراهه ها كه نشانم نداد!
آمدم تا ترا بويم،
و تو: گياه تلخ افسوني !
به پاس اين همه راهي كه آمدم
زهر دوزخي ات را با نفسم آميختي،
به پاس اين همه راهي كه آمدم.
__________________
[فقط كساني ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]

كورش تو ببین بی سر و سامانی ایران
بدبختی ایران و پریشانی ایران
از قبر برون آی و ببین ذلت ما را
این ذلت ایرانی و ویرانی ایران
آوخ که لحد ، جای تو شد تا بقیامت!
رفتی و ندیدی تو پریشانی ایران :
بگرفته دلم سخت زاوضاع کنونی
بیچارگی و محنت و حیرانی ایران
  پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
مشاعره


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال
انتخاب سریع یک انجمن