|
|
|
|||||||
| فرهنگ و هنر بحث و تبادل نظر در مورد فرهنگ و هنر و موضوعات پيرامون فرهنگ و هنر ... |
|
![]() |
|
|
لینک مستقیم | ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
|
|
#13 (لینک مستقیم به این پست) |
|
همکار انجمن طنز ، لطيفه و سرگرمی - فیلم، سینما و تئاتر - فرهنگ و هنر
![]() تاریخ عضویت: Jul 2008
محل سکونت: دارالخلافه
نوشته ها: 405
تشکر از دیگران: 338
تشکر شده 533 بار در 286 پست
|
ایزدبانو آتنا فرزند زئوس و متیس بود. هنگامی که متیس باردار بود، زئوس همسرش را بلعید و به همین خاطر اندکی بعد دچار سردردی غیر قابل تحمل شد. هفائیستوس (فرزند زئوس و هرا) برای درمان وی جمجمهاش را با تبری مفرغی شکافت و از این شکاف زخمی آتنا بیرون جهید. از دیدن چنین صحنهای شگفت، همه ایزدان نامیرا سرشار از ترس شدند. به خاطر همین واقعه فرزند محبوب زئوس شد، زئوس توجهی خاص به او مبذول داشت و سخت به او وابسته بود به گونه ای که حسادت دیگر ایزدان را بر انگیخت. هرا چون در زایش آتنا نقشی نداشت خشمگین شد و آن چنان که امر زایش خود به خودی تیفون غول را سبب شد.
در برخی افسانهها آمده است که هفائیستوس از همان ابتدای بسته شدن نطفه آتنا عاشق او بوده و قبل از این که با تبر به سر زئوس بزند تا آتنا خارج شود، از زئوس قول ازدواج با دخترش را گرفته بوده است؛ ولی بعد از این که آتنا تولد یافت، او از قول پدر سر باز زد. ایزدبانو به هنگام صلح دلی رئوف و بخشنده داشت و پرستار آدمیان بود و نیز نگاهبان شهرها، او را در کنار الهه هنر و زیبایی ایزدبانوی جنگ نیز دانستهاند. او از جنگ بیش از هر چیز دیگری لذت می برد. در جنگ علیه غولان شرکت داشت، پرزئوس پهلوان را در جنگ عیله گرگنها راهنمایی کرد و در برخی روایات آمده است که نبرد میان آتنا و گرگن تنها به خاطر رقابت در زیبایی بوده است. میان آتنا و پوزئیدون بر سر مالکیت آتیکا پیکار در گرفت و البته این پیکار با پادرمیانی سکروپس به سود آتنا پایان یافت. در نبردی که میان آتنا و آرخنه که جرأت رقابت با آتنا را کرده بود در گرفت، آتنا که از شکست خویش خشمگین بود آرخنه را به عنکبوتی مبدل ساخت و او را محکوم کرد که جاودانه گرد خویش بتند و از کالبد خویش تار بتند. البته بیش از این ها آتنا به عنوان ایزدبانوی جنگ به یاری قهرمانان می رفت و جنبه مثبت وی در این زمینه بیشتر بود، ولی این هرگز به این معنا نبود که وی هیچ گونه نبرد و حسادتی با دیگران نداشته است. خصوصیتی که بیش از هر چیز آتنا را از سایر ایزدان المپ جدا می ساخت و شهرت او را سبب شده بود پاک دامنی وی بود. او قلبی مهربان، حساس و معطوف به عشق داشت و سخت از باکرگی خویش دفاع می کرد و بر سر کسانی که کوشیدند عفت وی را خدشه دار سازند بلاهایی بسیار نازل ساخت. آتنا ایزدبانوی آتش آسمانی نیز بوده است.
__________________
برو و نگاه کن فقط نایست حتی اگر زمان ایستاد |
|
| arathornson ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است : | Dark Joker (09-20-2008) |
|
|
#14 (لینک مستقیم به این پست) |
|
همكار تالار سخت افزار
![]() تاریخ عضویت: May 2008
محل سکونت: اینجا
نوشته ها: 849
تشکر از دیگران: 351
تشکر شده 413 بار در 291 پست
|
زئوس (شاه خدایان)
اشتباه زئوس خدای رعد و برق بود آتنا (ایزدبانوی خرد) بازم اشتباه آتنا خدای محافط شهر اتن بود پوزئیدون (خدای دریا) اشتباه پوسایدون درستشه ارس اشتباه اریس درسته :ok: |
|
| Alcatrazz ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است : | Dark Joker (09-20-2008) |
|
|
#15 (لینک مستقیم به این پست) | |
|
همکار انجمن طنز ، لطيفه و سرگرمی - فیلم، سینما و تئاتر - فرهنگ و هنر
![]() تاریخ عضویت: Jul 2008
محل سکونت: دارالخلافه
نوشته ها: 405
تشکر از دیگران: 338
تشکر شده 533 بار در 286 پست
|
نقل قول:
اولا که من دارم این مطلب رو از ویکیپدیا بر می دارم و تفاوت تلفظ ها بر می گرده به منبع اون. دوما مطلب هنوز تموم نشده و ادامه داره و در ادامه احتمالا ویرایش می شه. سوما زئوس خدای آذرخش بود ولی با قرعه کشی به عنوان پادشاه المپ و خدای خدایان المپ انتخاب شد و آتنا هم الهه عقل و خرد بود و ذر مرتبه بعد محافظ آتن .( هر کدوم از خدایان المپ الهه یه پدیده بودن.)
__________________
برو و نگاه کن فقط نایست حتی اگر زمان ایستاد |
|
|
| arathornson ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است : | Dark Joker (09-20-2008) |
|
|
#16 (لینک مستقیم به این پست) |
|
همکار انجمن طنز ، لطيفه و سرگرمی - فیلم، سینما و تئاتر - فرهنگ و هنر
![]() تاریخ عضویت: Jul 2008
محل سکونت: دارالخلافه
نوشته ها: 405
تشکر از دیگران: 338
تشکر شده 533 بار در 286 پست
|
دیمیتر، الهه زمین کشاورزی و خرمن ها بود. او را به سیمای زنی زرین موی و خوشرو مجسم می کردند که جامه ای با چین های بلند داشت و خوشه ای از گندم به دست گرفته بود. در اوزیس و در آتیک که عبادتگاهی برای او ساخته بودند، می گفتند که به جوانی به نام تریپولم شخم زدن و تخم افشاندن را یاد داده بود. او با گردونه ای که به مارها بسته بود، در تمام جهان گردیده بود.
او دختری به نام کوره داشت که او را پرسفون نیز می نامند.
__________________
برو و نگاه کن فقط نایست حتی اگر زمان ایستاد |
|
| arathornson ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است : | Dark Joker (09-20-2008) |
|
|
#17 (لینک مستقیم به این پست) |
|
همکار انجمن طنز ، لطيفه و سرگرمی - فیلم، سینما و تئاتر - فرهنگ و هنر
![]() تاریخ عضویت: Jul 2008
محل سکونت: دارالخلافه
نوشته ها: 405
تشکر از دیگران: 338
تشکر شده 533 بار در 286 پست
|
هرا بزرگترین دختر کرونوس و رئا بود و خواهر زئوس، که در دوران پسین به همسری برادر خویش در آمد. وی نسبت به شوهر خویش وفادار بود اما زئوس برعکس وی چندان وفا نداشت و همین امر سبب شد که هرا اندکی پس از ازدواج المپ را ترک کند و به جزیره اوبوئیا بازگردد، جایی که کودکی خویش را در آن سپری کرده بود. ولی زئوس با نیرنگی توانست دوباره او را به المپ بازگرداند.
پیمان شکنیهای مجدد زئوس او را ناگزیر به انتقام کرد. روزی به یاری پوزئیدون، آپولون و آتنا موفق شد زئوس را با تسمه ببندد. پایان اقتدار زئوس نزدیک میشد که تتیس (يابه روايتى رئامادرزئوس) به دادش رسید و او را نجات داد. هرا که از این امر که زئوس به تنهایی آتنا را پدید آورده بود (آتنا فرزند زئوس و همسر دیگر وی متیس بود) بسیار خشمناک شد و اراده کرد که او نیز بی یاری زئوس فرزندی پدید آورد. آرزویش برآورده شد و او تیفون را زاد که نه به ایزدان و نه به آدمیان شبیه بود، بلکه تازیانهای ابنا بشر به شمار میرفت. هرا به سبب این تلاشهای بیهوده و شورش علیه زئوس سخت مورد غضب او قرار گرفت و از جانب وی پادافره دید. روزی زئوس او را زد و زیر پا لگدمال کرد. بار دیگر زئوس هر یک از پاهای هرا را به سندان بست، دستهایش را نیز با دست بندیهای زرین ناگسستنی بست و او را میان ابرهای آسمان آویزان کرد. از آن پس بود که هرا هر چند ناگزیر به تسلیم شد، ولی نسبت به تمامی رقیبان خویش خشم گرفت و هر زمان که غرورش خدشهدار میشد خوی کینهتوز خود را به نمایش میگذارد. هرا به شدت زیبا بود و خیلی به زیبایی خویش اهمیت میداد. هر سال به چشمه کاناتوس واقع در نائوپلیا میرفت و در آن تن میشست تا در آن آب شگفتانگیز هر بار به گونه باکرهای جوان در آید.
__________________
برو و نگاه کن فقط نایست حتی اگر زمان ایستاد |
|
| arathornson ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است : | Dark Joker (09-20-2008) |
|
|
#18 (لینک مستقیم به این پست) |
|
همکار انجمن طنز ، لطيفه و سرگرمی - فیلم، سینما و تئاتر - فرهنگ و هنر
![]() تاریخ عضویت: Jul 2008
محل سکونت: دارالخلافه
نوشته ها: 405
تشکر از دیگران: 338
تشکر شده 533 بار در 286 پست
|
هستیا بزرگترین فرزند کرونوس و رئا بود و کهنترین ایزد المپ به شمار میرفت و پیش از سایر ایزدان وجود داشت، برای همین آدمیان هنگامی که برای ایزدان قربانی میکردند نخستین بهره قربانی را نذر هستیا می کردند. اقتدار او در المپ زبانزد همگان بود و حقوقش به عنوان پیرترین ایزدان نیز رعایت می شد.البته ان طور که پیدا است او چندان از این مقام استفاده نکرد و زیاد در حوادث المپ دخالتی نداشت.
هستیا برا خلاص شدن از دست آپولون و پوزئیدون که هر دو تقاضای ازدواج با او داشتند خود را تحت حمائت زئوس قرار داد و پیمان بست که برای همیشه باکره بماند و این چنین بود که هستیا همراه با آتنا و آرتمیس در امتیاز جذابیت و فریبایی شریک گشت.
__________________
برو و نگاه کن فقط نایست حتی اگر زمان ایستاد |
|
| arathornson ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است : | Dark Joker (09-20-2008) |
|
|
#19 (لینک مستقیم به این پست) |
|
همکار انجمن طنز ، لطيفه و سرگرمی - فیلم، سینما و تئاتر - فرهنگ و هنر
![]() تاریخ عضویت: Jul 2008
محل سکونت: دارالخلافه
نوشته ها: 405
تشکر از دیگران: 338
تشکر شده 533 بار در 286 پست
|
هرمس آخرین خدای مورد توجه هومر از مجموعه ی خدایان اُلمپ است: در ایلیاد و اودیسه جز در اشاره ای کم رنگ از دیونیزوس نشانی نیست. در این روایت مختصر مادر دیونیزوس میرا و از فرزند او در شمار قهرمانان یاد شده است. مادر هرمس ( دختر اکلس ) مایا از نمف ها و با این همه بدان سان که از نام مایا بر می آید خدابانویی مادر است. هرمس در نقش خدای گله های و به ویژه در آرگوس و در ارتباط نزدیک او با دودمان آترئوس (آتره) و در آرکاریا ( آرکاری ) زاده هرمس خدای گله های گوسفند است. پیوند هرمس با گله ها و شبان خدایی هرمس را با رویکرد های دیگر و افسونگری و جادو نیز پیوند می دهد. به سبب این رویکرد ها است که هرمس به هیئت مسافری در می آید که تندیس سنگی او راهنمای جاده ها، مکان های مقدس و جدا کردن مرز چراگاه ها از روستاها و شهرها است و بدین طریق هرمس پاسدار شبانان می شود. هرمس در هیئت مسافر و افسونگر، انسان ها را همراهی و در بسیاری از مشکلات به یاری آنان می شتابد. هرمس را چوبدستی یا عصایی است ( که در روایتی از طلا و آن را از آپولو به پاداش می گیرد. در بالای این عصا دو بال و دو مار به هم پیچیده در دو جانب عصا قرار دارند. ) و افسون های خود را به یاری این عصا جاری می سازد. این عصا در کارهای مختلف هرمس و از آن شمار در سایکوپومپوس با راهنمای ارواح به جهان زیرین کاربرد دارد. هرمس پیامبر زئوس و خدایان و در این کار عصای رسالت را در دست دارد. هرمس در اودیسه از چنین نقشی برخوردار است اما در ایلیاد این نقش به ایریس یعنی رنگین کمان واگذار شده است. در سرود شش و تدی ستایش هرمس از سده ششم پیش از میلاد تنها از روز نخست تولد این شبان خدای جادوگر یاد می شود: زاده ی بامداد به نیمروز آن بامداد چنگ نواخت و شامگاه همان روز نرگاوِ آپولون کماندار ِبزرگ را دزدید. در روایتی هرمس در غاری در کوه سیلن در جنوب آرکاریا زاده شد. مایا این پسر را نیمه شب و زمانی که همه خدایان و از آن شمار هرا در خواب بودند از زئوس باردار شد و ( در چهارمین روز ماه، زمانی که به او اختصاص داشت. ) هرمس را زایید. پس از تولد، هرمس را نوارپیچ و قنداق کردند و به جای گهواره در سبدی نهادند و هرمس در همان روز چندان دست و پا زد که قنداق را گشود و به جستجوی گاوان آپواو بر آمد. هرمس در خرمنگاه لاک پشتی را یافت و از کاسه ی لاک پشت چنگی ساخت که نخستین چنگ جهان بود و با آن سرود تولد خود را نواخت. تمام آن روز را از شامگاه و غروب خورشید هرمس به طرح نقشه دزدیدن گاوان آپولو پرداخت و شبانگاه دوازده ماده گاو، صد گوساله ماده و چند نر گاو را از اصطبل پیریا که گاوان آپولو را در آن نگهداری می کردند دزدید. هرمس برای گم کردن رد پای خود و گاوها کفش روبرفی بزرگی از چوب درست کرد و بر روی شن ها به اسکی پرداخت و گاوان را به غاری در پیلوس برد. هرمس در پیلوس آتشی افروخت و دو نرگاو را برای خدایان قربانی و بقیه گاوها را در غار نهان کرد و با در آمدن به شکل مه از روزن غار زادگاه خود در سیلین گذشت و دوباره خود را قنداق پیچ کرد.
__________________
برو و نگاه کن فقط نایست حتی اگر زمان ایستاد |
|
| arathornson ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است : | Dark Joker (09-20-2008) |
|
|
#20 (لینک مستقیم به این پست) |
|
همکار انجمن طنز ، لطيفه و سرگرمی - فیلم، سینما و تئاتر - فرهنگ و هنر
![]() تاریخ عضویت: Jul 2008
محل سکونت: دارالخلافه
نوشته ها: 405
تشکر از دیگران: 338
تشکر شده 533 بار در 286 پست
|
پوزئیدون یا Poseidon یکی از فرزندان کرونوس و رئا بود و برادر زئوس و هادس به شمار میرفت. بعد از راندن کرونوس از تخت فرمانروایی سه برادر جهان را بین خود تقسیم کردند. میراث پدری به سه قسمت تقسیم شد، آسمان های پهناور به زئوس، جهان زیرین به هادس و دریاهای ژرف به پوزئیدون رسید. دریانوردان و ماهیگیران از پرستندگان او به شمار میروند.
پوزئیدون با آمفی تریت که نوه اوسیانوس، تایتان آبهای به هم پیوسته جهان، ازدواج کرد. اسلحه او یک نیزه سه شاخه است که میتواند جهان را بلرزاند و هر چیزی را درهم بشکند. افسانهها حاکی از این بود که اسب را او با ضربه نیزه سه شاخهاش آفرید. پوزئیدون ایزد باروری و رویش به شمار می رفت. او پس از زئوس قدرتمندترین خدایان است و حتی هنگامی که قلمرو پوزئیدون به دریاها منحصر شد شخصیت خود را به عنوان خدای بزرگ حفظ کرد و برابر زئوس آسمانی، زئوس الالیوس (دریایی) شد که قدرتش در سرتاسر کیهان مادی گسترش یافت. او طبیعتی ستیزه جو و حریص دارد، از همین رو برای به دست آوردن شهرهای خدایان دیگر، با آنها درگیر میشده است
__________________
برو و نگاه کن فقط نایست حتی اگر زمان ایستاد |
|
| arathornson ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است : | Dark Joker (09-20-2008) |
|
|
#21 (لینک مستقیم به این پست) |
|
همکار انجمن طنز ، لطيفه و سرگرمی - فیلم، سینما و تئاتر - فرهنگ و هنر
![]() تاریخ عضویت: Jul 2008
محل سکونت: دارالخلافه
نوشته ها: 405
تشکر از دیگران: 338
تشکر شده 533 بار در 286 پست
|
دیونیسوس ایزد شراب در یونان باستان، با اصلیت تراکیهای (تراس) بود. یونانیان و رومیان وی را با نام باکوس هم میشناختند. او فرزند زئوس و زنی میرا به نام سمله بود. دیونیزوس نه تنها ایزد شراب با قدرت مست کنندگی اش بود، بلکه نماد تمام آیینها و آثار شراب در جامعه بود
__________________
برو و نگاه کن فقط نایست حتی اگر زمان ایستاد |
|
| arathornson ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است : | Dark Joker (09-20-2008) |
|
|
#22 (لینک مستقیم به این پست) |
|
همکار انجمن طنز ، لطيفه و سرگرمی - فیلم، سینما و تئاتر - فرهنگ و هنر
![]() تاریخ عضویت: Jul 2008
محل سکونت: دارالخلافه
نوشته ها: 405
تشکر از دیگران: 338
تشکر شده 533 بار در 286 پست
|
.نام دوزخ در اساطیر یونان، هادس یکی از سه پسر کرونوس، که قرعه اش جهان زیرین شد نام مادرش رئا و همسرش پرسفون بودواو حاکم دوزخ و برزخ و جهان مردگان بود. جایی که از اربوس به آن می روند. در اساطیر یونان جایگاه خاصی ندارد و کمتر در مورد آن داستانی گفته شده.
هادس، در قرعه کشی با برادرانش، بدترین سهم را برنده شد و آن جهان زیرزمین یا دنیای مردگان است. از آنجایی که رعایای هادس را مردگان تشکیل میدادند، او به کسانی که موجب افزایش جمعیت سرزمینش میشدند بسیار علاقه داشت. مانند ارینی ها Erinnyes یا خشم و ناامیدی، که کارشان تعقیب گناهکاران و سوق دادن آنها به سمت خودکشی بود. هادس به دلیل حکومت بر زیرزمین، صاحب معادن زیرزمینی هم بود و خدای پروت هم به شمار می رفت. همسر او پرسفونه بود که توسط هادس ربوده شده بود. هادس خدای جهان مردگان بود اما خدای مرگ نبود، تاناتوس Thanatos خدای مرگ بود.
__________________
برو و نگاه کن فقط نایست حتی اگر زمان ایستاد |
|
| arathornson ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است : | Dark Joker (09-20-2008) |
|
|
#23 (لینک مستقیم به این پست) |
|
همکار انجمن طنز ، لطيفه و سرگرمی - فیلم، سینما و تئاتر - فرهنگ و هنر
![]() تاریخ عضویت: Jul 2008
محل سکونت: دارالخلافه
نوشته ها: 405
تشکر از دیگران: 338
تشکر شده 533 بار در 286 پست
|
قابل توجه مدیر بخش این بحث رو برای این ایجاد کردم که اولا چون شک داشتم که این مبحث یعنیاساطیر بختره اینجا باشه یا تو بخش ادبیات ولی اگه این بحث مورد توجه قرار گرفت من این بحث رو به صورت جدی و طولانی تر ادامه میدم.فعلا این رو آزمایشی داشته باشین تا.....
__________________
برو و نگاه کن فقط نایست حتی اگر زمان ایستاد |
|