آپلود عکس فروشگاه گلستان دفترچه روزانه شهر بازي تماس با مدیران انجمن ها
بازگشت   گلستان تاک > فرهنگ و هنر > فیلم، سینما و تئاتر > بیوگرافی

 
آخرین 10 پست : گائوتاما                    >>>> صندلی داغ با حضور ......                    >>>درخواست...                    اخبار باشگاه پرسپوليس perspolis...                    اگه معلم بودی به نفر قبلی چه نمره...                    احساس حقیقیت رو نسبت به نفر قبلیت...                    دلتون واسه کی تنگ شده ؟ ( بچه های...                    آواتار نفر قبليت ، تو رو ياد چی...                    اگه نفر قبلی اسم نداشت چه اسمی...                    اول جواب قبلی رو بده بعد از...
پاسخ
 
لینک مستقیم ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
قدیمی 10-20-2008   #1 (لینک مستقیم به این پست)
مدیر انجمن فیلم ، سینما و تئاتر
 
Dead_Girl آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2008
محل سکونت: Hell's Highway
نوشته ها: 2,430
تشکر از دیگران: 1,898
تشکر شده 2,050 بار در 1,097 پست

Mood
خونسرد

كرك داگلاس‌/با صلابت مانند اسپارتاكوس‌

درباره كرك داگلاس‌
با صلابت مانند اسپارتاكوس‌




براي نسلي از سينماروهاي قديمي كه كوله‌باري از خاطرات آثار عظيم و باشكوه تاريخ سينما دارند، براي نسل عام سينمارويي كه نوستالژي‌شان تماشاي اين آثار باشكوه در سالن‌هاي تاريك سينما بود و بعدها با دست به دست كردن نوارهاي ويدئويي اين آثار خاطرات گذشته‌شان را زنده مي‌كردند، اسپارتاكوس (استنلي كوبريك)‌ فيلمي است كه در سياهه اين آثار قطعا حضور خواهد داشت.
اغلب سينمادوست‌ها و سينماروهايي كه سني از آنها گذشته و حتي آنهايي كه سينما را بعدها كشف كردند، كرك داگلاس را با اين حماسه عظيم و باشكوه و جاودان شناختند و به ياد سپردند، در نقش برده‌اي كه در مقابل ظلم و ستم امپراتوري روم و كراسوس مي‌آشوبد و يك‌تنه رهبري نهضت نجات‌بخش بردگان را به عهده مي‌گيرد، داگلاس در اين فيلم غوغايي آفريد. از همان اولين صحنه‌اي كه او را در فيلم مي‌ديديم، صلابت، اقتدار و شكوه توام با عطوفت و مهرباني‌اش مخاطب را سحر مي‌كرد.

داگلاس در اين فيلم عاشق شد، عليه زندانبان و جلادش شوريد، بخش بزرگي از روم را فتح كرد و دست آخر با مصلوب شدن كارش تمام شد. داگلاس كه تهيه‌كننده فيلم اسپارتاكوس نيز بود آنتوني بان را براي كارگرداني اين فيلم كنار گذاشت و كوبريك جوان و كم‌تجربه را براي كارگرداني‌اش انتخاب كرد، هوش و درايتي از خود نشان داد و ثابت كرد كه درايت رهبري چنين پروژه‌اي را داراست. داگلاس پرسونايي از خود در اين فيلم به نمايش گذاشت كه بعد‌ها به اشكال مختلف در ديگر آثارش تكرار كند. با آن چشمان نافذ و آبي و صورت استخواني و محكم و سوراخ چانه‌اش، رنگ‌بازي در نقش مردان باصلابت و مقتدري بود كه در راه انجام وظيفه‌اي كه به عهده گرفته‌اند، هيچ مانعي نمي‌شناسند. داگلاس را در اغلب آثار مهم و به يادماندني كه ديده‌ايم، شخصيت محكم و پرصلابتي ديده‌ايم كه كمتر كمر خم مي‌كند، كمتر مي‌شكند و براي رسيدن به آن‌چه كه ايمان دارد، تا آخرين لحظه پيش مي‌رود. اين همان پرسونايي است كه گفتيم داگلاس با اسپارتاكوس به نمايش گذاشت. در اين جا رهبري برده‌ها توسط او و شكست نهايي‌اش چيزي از صلابت و اقتدار او نكاست. هنگامي كه از جبر روزگار مي‌گويد و هنگامي كه مي‌نالد كه شايد در اين دنيا آرامشي براي انسان‌ها وجود ندارد. در طول زندگي پربارش بيش از 90 فيلم بازي كرد و تهيه‌كنندگي چندين فيلم را هم به عهده گرفت. قطعا بررسي همه اين آثار كه بعضي از آنها در اينجا موجود هم نيستند كار دشواري است و در اين مقال نمي‌گنجد. براي همين خصوصيات و ويژگي‌ها و پرسوناي او را از طريق بررسي چند فيلم برتر و ماندگارش پي مي‌گيريم. داگلاس در نهم دسامبر 1916 در نيويورك به دنيا آمد و فرزند يك خانواده فقير بود. هرچند فقر خانواده‌اش او را از تلاش و كوشش بازنداشت. دانش‌آموزي خلاق و موفق و كشتي‌گيري ماهر و بااستعداد بود كه جلوه‌هايي از اين چالاكي و ورزيدگي را در فيلم‌هايش هم مي‌ديديم. پيش از پيوستن به نيروي دريايي در 1941 در تعداد كمي فيلم نه‌چندان خوب و متوسط ظاهر شد.


پس از بازگشت از نيروي دريايي در 1945 به تئاتر و راديو بازگشت و با توجه به اصرار همكلاس سابق خود لورن باكال با معرفي او به تهيه‌كننده فيلم عشق عجيب مارتاايورز (1946)‌ در اين فيلم بازي كرد و پس از حضور موفقش در اين فيلم به سرعت پيشنهادهاي بعدي به او داده شد. داگلاس سپس در نمايش «من به تنهايي راه مي‌روم» (1948)‌ ظاهر شد و در 1957 در فيلم Gun fight بازي كرد. يكي از مهم‌ترين آثارش هفت روز در ماه مه (جان فرانكن هايمر)‌ بود كه اثري جنگي جاسوسي بود و داگلاس يكي از بهترين نقش‌هايش را در اين فيلم ارائه داد. پس از ظاهر شدن در فيلم «من به تنهايي راه مي‌روم» براي اولين بار نامزد دريافت جايزه اسكار براي بازي در نقش يك بوكسور غيرقابل اعتماد فرصت‌طلب شد و براي بار دوم نامزد دريافت جايزه اسكار به عنوان تهيه‌كننده فيلم بد و زيبا (1952)‌ شد. يكي از مهم‌ترين نقش‌هايش بازي فوق‌العاده او در نقش ونگوگ نقاش در فيلم شور زندگي (1956)‌ است كه نظر منتقدان را جلب كرد و يكي از اولين فيلم‌هايي بود كه او را به عنوان ستاره‌اي قدر و بازيگري بي‌بديل معرفي كرد. در سال 1960 بود كه فيلم فوق‌العاده اسپارتاكوس را بازي كرد و تحسين همگان را برانگيخت. هنوز هم كه هنوز است داگلاس را در عين حضورها و بازي‌هاي فوق‌العاده‌اش در آثار مختلف با اين فيلم به ياد مي‌آورند و مي‌ستايند. بار تمامي فيلم بر دوش داگلاس بود و هنرنمايي قدرتمندانه‌اش عشق و حماسه را در هم آميخت و قلب‌ها را تسخير كرد.

كارگرداني نظير كوبريك، موسيقي بي‌نظير الكس نورث و بازي قدرتمندانه كساني چون جين سيمونز، لارنس اوليويه و... همچون قمرهايي بر دور ستاره‌اي به نام كرك داگلاس از اين شاهكار والا اثري بي‌نظير و تكرارنشدني آفريد. همان‌طور كه گفته شد اوج بازي داگلاس را در اين فيلم مي‌‌توانيم ببينيد.

اين كه چطور در يك لحظه عشق و خشم را با نگاهي منتقل مي‌كند، لحظات حضورش با معشوقه‌اش جين سيمونز عاشقانه‌ترين لحظه‌هاي سينما را مي‌آفريند و خشم و غرورش حماسه ماندگار اثر را رقم مي زند. شايد اوج بازي او در اين فيلم همان لحظه‌ نهايي باشد كه مصلوب شد و در آخرين لحظات زندگي‌اش زجر و درد و شكنجه و عشق و اميد به آينده را در يك آن به بيننده و البته همسرش منتقل مي‌كند و پايان بي‌نظير اثر را رقم مي‌زند.
داگلاس در 1962 در يك فيلم فوق‌العاده به نام رايد شجاع و‌ تنها بازي كرد. «در راه خطر» عنوان فيلمي بود كه داستانش پيرامون جنگ جهاني دوم جريان داشت و در آن با جان وين همبازي بود و فيلم ديگري كه او در آن با جان وين همكاري كرد واگن جنگ (1967)‌ نام داشت. در دهه 1970 داگلاس همچون دهه‌هاي 1950 و 1960 آنقدر‌ها فعال نبود، هرچند در اين دهه هم در آثار زيادي ظاهر شدكه البته به قوت آثار دهه‌هاي 1950 و 1960 او نبودند. داگلاس علاوه بر فعاليت در حرفه سينما عضو بسياري از انجمن‌هاي خيرخواهانه و پسرش مايكل داگلاس اكنون جزو معروف‌ترين هنرپيشه‌هاي هاليوود است.


از بين 90 فيلمي كه داگلاس بازي كرده، بررسي موردي چند نمونه از آنها مي‌تواند ابعاد مختلف هنرمندي او در خلق شخصيت‌هايي مختلف در عين ثابت بودن آن پرسوناي هميشگي را نشان دهد. مثلا بازي او در نقش اسپارتاكوس را مقايسه كنيد با نقش‌آفريني او در مقام سردسته وايكينگ‌ها در اين فيلم تاريخي و با آن گريم عجيب و اين كه چطور داگلاس با هوشمندي ابعاد مختلف و متفاوت دو فيلم تاريخي را دريافته و بازي‌هاي متناسب با حال و هواي آنها را ارائه كرده است. همين است كه مثلا خشونت موجود در شخصيت او در وايكينگ‌ها بسيار بدوي‌تر و وحشي‌تر از خشونت توام با عشق و انسانيتي است كه در اسپارتاكوس ديده بوديم. يا نگاه كنيم به نقش‌آفريني او در نقش يك افسر فرانسوي در فيلم راه‌هاي افتخار (استنلي كوبريك)‌ كه باز با همان صلابت و قدرت هميشگي‌اش جنگ را چيز پوچي فرض مي‌كند و در مقابل دستور مافوق مي‌ايستد.

داگلاس البته توان اين را داشت كه همين خصوصيات را با نوعي طنز هم در هم‌ آميزد، مثل نقش او در فيلم بيست هزار فرسنگ زير دريا كه شايد تنها وجه كميك فيلم حضور او باشد و تنها لحظه‌هاي مفرح فيلم، لحظه‌هايي كه اين شخصيت كله‌شق يكدنده تنها آنچه را كه مي‌خواهد انجام مي‌دهد و البته در بسياري از موارد حاصل كارش جز خرابكاري بيش نيست، اما بعضي از بهترين نقش‌آفريني‌هايش را در يكي دو وسترن ديده‌ايم، مثل وسترن خوب «مرد بي‌ستاره» كه در آن داگلاس قهرماني است كه با گذشته‌اي تلخ، تلاش مي‌كند تا زجر گذشته‌ها را فراموش كرده و زندگي جديدي را پيش بگيرد، اما در طول فيلم تنها بر زخم‌هايش افزوده مي‌شود و البته مهم‌تر و بهتر از آن مي‌توان از شاهكار مهجور «آخرين قطار گان هيل» نام برد. داگلاس در اين فيلم نقش مردي را بازي مي‌كند كه به دليل كشته شدن زنش توسط فرزند رفيق قديمي خود، تصميم به دستگيري و محاكمه آن پسر مي‌گيرد. درام و كشمكش رواني كه بين او و پدر آن پسر (با بازي آنتوني كوئين)‌ شكل مي‌گيرد فيلم را در زمره يكي از بهترين وسترن‌هاي تاريخ سينما قرار مي‌دهد. بازي داگلاس در فيلم، چيزي است شبيه همان چيزي كه در اسپارتاكوس ديده بوديم: صلابت، مردانگي، اصرار بر اجراي تصميم و در نهايت شكست. هرچند شكست او در اين فيلم برخلاف اسپارتاكوس با در هم شكستن روحي و رواني‌اش شكل مي‌گيرد، چراكه در پايان ناخواسته مجبور به كشتن رفيق قديمي‌اش مي‌شود. اين تصويري است كه در اغلب شاهكارهاي اين بازيگر بزرگ هميشه در ياد مي‌ماند.

منبع:قاب کوچک
__________________

no desperation no fear and no doubt

[فقط كساني ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]
  پاسخ با نقل قول
3 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
arathornson (10-20-2008), Crystal_Planet (10-20-2008), Sir.Afzali (10-20-2008)
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال
انتخاب سریع یک انجمن

موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
De niro vs Pacino arathornson سینمای جهان 0 09-20-2008 03:40 AM
علم اصول و فلسفه تحليلى TomCat فلسفه 0 07-08-2008 07:49 PM
روش اثبات مدعيات زبانى در فلسفه تحليلى و علم اصول TomCat فلسفه 0 07-08-2008 07:47 PM
بوف کور اثر صادق هدايت ... tarane داستان 3 04-26-2008 09:53 PM
حالا هي به زبون خودتون بنازين فارس ها، عرب ها.... tarane تاریخ 27 04-06-2008 03:15 PM



Powered by vBulletin Version 3.7.1
Copyright ©2000 - 2009, Jelsoft Enterprises Ltd.

Host & Support By Kimiahost Co
© Copyright 2005-2008 GolestanTalk.com
Design by Armin & Hosein
استفاده از مطالب اين سايت به هر نحو ، منوط به کسب اجازه کتبي از مديريت ميباشد