آپلود عکس فروشگاه گلستان دفترچه روزانه شهر بازي تماس با مدیران انجمن ها
بازگشت   گلستان تاک > ادبيات , عشق و دلدادگی > عشق و دلدادگی

 
آخرین 10 پست : اگه نفر قبلی اسم نداشت چه اسمی...                    سخنان اشوزرتشت { يسنا- هات}                    بازی با اسم                    نفر قبليت به كدوم يك از شخصيت ها...                    اخبار فوتبال خارجی                    به دنبال مرکز مشاوره مناسب                    این روزا عادت همه رفتن و دل شکستنه                    سبک ترین نوت بوک جهان                    محکمه                    چطور بر رقیبتان پیروز شوید و به...
موضوع بسته شد
 
لینک مستقیم ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
قدیمی 11-19-2008   #1 (لینک مستقیم به این پست)
کاربر سایت
 
عرفان 2000 آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2008
محل سکونت: اهواز
نوشته ها: 15
تشکر از دیگران: 16
تشکر شده 12 بار در 9 پست
عشق یا عادت - عشق یا نیاز

سلام بر همه
1) دوستان کسی میدونه تشابه یا فرق بین عشق وعادت چیه ؟ اصلا این دوتا ماهیتن یه چیزن یا نه؟
2) اونی که عاشق میشه اول عاشق معشوقش میشه یا اول عاشق خودش میشه ؟ یعنی بخاطر خودش عاشق میشه - واسه رضای دل خودشه یا واقعا برا اونیه که دوستش داره
حتما شنیدید که بعضیا میگن : تو به خاطر دل خودت عاشق من شدی _ یا میگن بخاطر نیاز و احتیاجی که به من داری ؟
یا من که دوستت ندارم من فقط بهت عادت کردم عاشقت که نیستم !!
اگه یه عاشق کارش به جدائی بکشه برا چی داغون میشه ومیشینه زار وزار
گریه میکنه و .......... برا کی ؟ خودش یا معشوقش؟
خدا کنه منظورمو رسونده باشم
کسی جواب میده ؟
 
عرفان 2000 ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
ehsankia (11-19-2008)
قدیمی 11-19-2008   #2 (لینک مستقیم به این پست)
کاربر سايت
 
ehsankia آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Oct 2008
محل سکونت: دوردست ترین ..
نوشته ها: 281
تشکر از دیگران: 294
تشکر شده 96 بار در 70 پست
می دونم چی می خوای بگی اینو بگم نمی دونم عاشق شدی یا نه بعضی وقت ها آدم احساس تنهایی می کنه می خواد با یکی حرف بزنه حالا این باعث می شه که خود به خود با فکر کردن به طرف مقابل اون احساس به وجود بیاد.تمام عشق های دنیا به نظرم بر 2 چیز پایبنده اونم اینه که 1 -دوست داشتن اون و 2- عاشقش شدن ببین این دو فرق می کنه وقتی دوستش داشته باشی برایش همه کاری می کنی ولی وقتی فقط عاشق باشی نمی تونی به جز خودت و کمی هم به اون فکر دیگه ای بکنی ... شاید میدونی که دوست داشتن خیلی سخت تره آخه باید فقط فقط برای خودش بخوای این باعث می شه که از خیلی چیزهات بگذری

اینها همه دلیل اینه که وقتی طرف جواب رد میده اول به خودت فکر می کنی نه به خیر طرف مقابلت....
 
ehsankia ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
عرفان 2000 (11-19-2008)
قدیمی 11-19-2008   #3 (لینک مستقیم به این پست)
مدير انجمن فلسفه و مذهب و عرفان
 
close آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Apr 2006
محل سکونت: tehran
نوشته ها: 582
تشکر از دیگران: 182
تشکر شده 443 بار در 250 پست
اینا فازهای متفاوتی در عشق هستند می خوای راجبش بحث بشه ؟
 
2 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
ehsankia (11-19-2008), عرفان 2000 (11-19-2008)
قدیمی 11-19-2008   #4 (لینک مستقیم به این پست)
کاربر سایت
 
عرفان 2000 آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2008
محل سکونت: اهواز
نوشته ها: 15
تشکر از دیگران: 16
تشکر شده 12 بار در 9 پست
بله close جان بحث بشه خوبه البته اگه مصدع وقت دوستان نشم .
درسته که عشق و عقل دقیقن نقطه مقابل همن اما تو همین عشق هم یه سری معیار های منطقی و عقلانی نباید باشه

ویرایش توسط عرفان 2000 : 11-19-2008 در ساعت 01:52 PM.
 
عرفان 2000 ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
ehsankia (11-19-2008)
قدیمی 11-19-2008   #5 (لینک مستقیم به این پست)
کاربر سايت
 
marjan62 آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jul 2008
نوشته ها: 111
تشکر از دیگران: 5
تشکر شده 84 بار در 66 پست
عشق عادت و وابستگی خود بخود میاره اگه انسان صبح تا شب به یک نفر فکر کنه و تمام فکر و ذهنش اون بشه خود بخود مغز همیشه درگیر میشه بطوریکه اگه یه لحظه فکر نکنه اونوقت میشه یه خلا
پس هر کی عاشقه عادت هم کرده حالا چه باهاشس در تماس باشه چه نباشه
 
2 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
ehsankia (11-19-2008), عرفان 2000 (11-19-2008)
قدیمی 11-19-2008   #6 (لینک مستقیم به این پست)
مدير انجمن فلسفه و مذهب و عرفان
 
close آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Apr 2006
محل سکونت: tehran
نوشته ها: 582
تشکر از دیگران: 182
تشکر شده 443 بار در 250 پست
عشق یک چیز دستنیافتنی و دور از دسترسه . یه چیزی که باید دور بمونه . میدونی عشق از روابط و احساسات نشات می گیره و انسانها به اون رنگ و لعاب می دن . وقتی درگیرش می شن فکر می کنن دنیا یعنی اون همه چیز رو تو اون می بینن . اما وقتی بهش می رسن تازه می فهمن واقعیت چی هست . اونجا عشق رو می گیرن و بهش عادت می کنن .
 
close ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است :
ehsankia (11-19-2008)
قدیمی 11-19-2008   #7 (لینک مستقیم به این پست)
کاربر سایت
 
عرفان 2000 آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2008
محل سکونت: اهواز
نوشته ها: 15
تشکر از دیگران: 16
تشکر شده 12 بار در 9 پست
احسان عزیز ممنونم از نوشته قشنگت شما همیشه در حق من لطف داشتین . خب پس نظر شما اینه که دوست داشتن از عاشق شدن جایگاهش والاتره
و عاشق اول به فکر خودشه بعد معشوقه اش اما کسی که کسی دوست داره اول به فکر محبوبشه
 
2 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
ehsankia (11-19-2008), سکوت مرگبار (11-21-2008)
قدیمی 11-19-2008   #8 (لینک مستقیم به این پست)
مدير انجمن فلسفه و مذهب و عرفان
 
close آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Apr 2006
محل سکونت: tehran
نوشته ها: 582
تشکر از دیگران: 182
تشکر شده 443 بار در 250 پست
اما باید بگم عشق چیز بسیار متفاوتی هست . هرکدوم از انسانها برداشت خودشون رو دارند . مثل همون شعر مولانا در مورد یک فیل در یک اتاق تاریک . هرکی وارد وادی عشق می شه یه جاشو می بینه . کمتر کسی می تونه تموم عشق رو بفهمه . چون مردم در مواجهه با عشق چشماشون رو می بندند . اما این به این معنا نیست که اونایی که عشق رو می فهمند آدمای منطقی و عقلانی هستند . مزخرف ترین واژه ای که من در این مورد شنیدم عشق عقلانیه که اصلا خنده داره . عقل ما هیچ نفوذی نداره و نمی تونه در عشق ما داشته باشه .
اما یه نصیحت برادرانه واسه همه دوستای گلم تو جی تی
یا وارد عشق نشید یا اگه شدید به قول معروف مرد سفر باشید . عشق از سربازی بدتره . خوردتون می کنه اگه طاقت ندارید وارد نشید .
 
2 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
ehsankia (11-19-2008), elmondiales (11-19-2008)
قدیمی 11-19-2008   #9 (لینک مستقیم به این پست)
مدير انجمن فلسفه و مذهب و عرفان
 
close آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Apr 2006
محل سکونت: tehran
نوشته ها: 582
تشکر از دیگران: 182
تشکر شده 443 بار در 250 پست
من ماهان هستم . عرفان جان شما در اصل به فکر خودتی چون اینهمه آدم چرا شما عاشق یکی می شی ؟؟؟؟؟؟
چون اون فرق داره ؟؟؟؟
آره اما واسه چی ؟ چرا واسه خیلیا اون فرق نداره ؟؟ اون چیزی داشته که شمارو جذب کرده . این مهمه و باید یادت باشه /
 
3 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
ehsankia (11-19-2008), elmondiales (11-19-2008), عرفان 2000 (11-19-2008)
قدیمی 11-19-2008   #10 (لینک مستقیم به این پست)
کاربر سایت
 
عرفان 2000 آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2008
محل سکونت: اهواز
نوشته ها: 15
تشکر از دیگران: 16
تشکر شده 12 بار در 9 پست
نقل قول:
نوشته اصلی توسط marjan62 نمایش پست ها
عشق عادت و وابستگی خود بخود میاره اگه انسان صبح تا شب به یک نفر فکر کنه و تمام فکر و ذهنش اون بشه خود بخود مغز همیشه درگیر میشه بطوریکه اگه یه لحظه فکر نکنه اونوقت میشه یه خلا
پس هر کی عاشقه عادت هم کرده حالا چه باهاشس در تماس باشه چه نباشه
پس یک نفر اول باید عاشق یک نفر بشه (حالا واقعی یا خیالی ) بعد به مرور زمان این عشق با حفظ جایگاه خودش عادت هم میاره (عادت جایگزین عشق نمیشه ) یعنی با اومدن عادت - عشق از بین نمیره
جوابت جالبه ممنون
 
قدیمی 11-19-2008   #11 (لینک مستقیم به این پست)
کاربر سایت
 
عرفان 2000 آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2008
محل سکونت: اهواز
نوشته ها: 15
تشکر از دیگران: 16
تشکر شده 12 بار در 9 پست
1)درسته همه قبول داریم که عشق دریک لحظه اتفاق می افته – با یک تفاوت در فردی که شاید فقط شما متوجه اون بشی و از اون خوشتون بیاد -چیزی که شاید برای دیگران جالب نباشه در این لحظه عقل اصلا دخالتی نداره چون بیچاره فرصتی پیدا نمیکنه که عرض اندام کنه اما در ادامه این عشق باید تبدیل به دوست داشتن بشه - به قول دوست عزیزم احسان که کاملا با اون موافقم
- دوست داشتن مرحله ی تکامل عشقه ( همیشه این دو حس چون در یک راستا هستن رو اصطلاحا به اشتباه همون عشق مینامیم )
در این میون عقل هم بیکارنمیشینه شروع به دخالت میکنه و شروع به بررسی دقیق خصوصیات اخلاقی ( اجتماعی – فردی)و ....طرف میکنه بهمین خاطره که خیلی از عشق و عاشقی ها به دوست داشتن یا ازدواج نمیرسه و همون جا در مرحله ی اولش نابود میشه و خاطرات ناخوشایندی رو برای یه طرف باقی میذازه –
پس آیا بنظر شما درست نیست اگه فکر کردیم جنس مخالفمون با دیگران فرق میکنه و اصطلاحا داریم عاشق میشیم قبل از اینکه تو خیالات خودمون(در فقدان عقل ) روزها و ماهها رو بگذرونیم تا بش عادت کنیم و کار دست خودمون بدیم -سعی کنیم به طریقی با خصوصیات اخلاقیش آشنا بشیم شاید اونی نباشه که ما داریم تصور میکنیم و الکی خودمون و اونو اذیت نکنیم .
2) چرا وقتی که کسی که خیلی عاشقشی ازت میخواد که فراموشش کنی اون موقع دیگه به خودت فکر نمیکنی – به دلت که تنها می مونه به روزگارت که سایه سنگین تنهائی و یکنواختی سیاهش میکنه چون واقعا طرفتو دوست داری
اون موقع میگی: باشه بخاطر تو میرم چون خیلی دوستت دارم ؟ اون موقع نیازمون تبدیل به از خودگذشتگی میشه نه ؟ این زیباترین و در عین حال ویران کننده ترین شکل دوست داشتنه .
شبیه برگ پائیزی پس از تو قسمت بادم
خداحافظ ولی هرگز نخواهی رفت ازیادم
خدا حافظ و این یعنی دراندوه تو میمیرم
در این تنهائی مطلق که میبندد به زنجیرم
چگونه بگذرم از عشق از دلبستگی هایم؟!!
چگونه میروی با اینکه میدانی چه تنهایم ؟!!
البته در پایان کلامم بگم خیلیا فقط عاشق عاشق شدنن-

ویرایش توسط عرفان 2000 : 11-19-2008 در ساعت 03:44 PM.
 
2 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
ehsankia (11-21-2008), elmondiales (11-19-2008)
قدیمی 11-19-2008   #12 (لینک مستقیم به این پست)
مدير انجمن فلسفه و مذهب و عرفان
 
close آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Apr 2006
محل سکونت: tehran
نوشته ها: 582
تشکر از دیگران: 182
تشکر شده 443 بار در 250 پست
همیشه یادت باشه جنون چیز خوبی نیست .
__________________
ريسمان پاره با گره اي احياء مي شود ؛اما باز ريسمان پاره‌اش مي‌خوانند!! ما نيزشايد روزي همديگر را ملاقات کنيم ؛ اما در نقطه‌اي که ترکم کردي ، ...هرگز نخواهي‌ام ديد.
ماهان
وب سایت کودکان سرطانی
[فقط كساني ميتوانند لينكها را مشاهده كنند كه عضو سايت باشند. ]
 
2 کاربر از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده اند :
ehsankia (11-19-2008), عرفان 2000 (11-19-2008)
موضوع بسته شد


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال
انتخاب سریع یک انجمن