|
|
|
|
#1 (لینک مستقیم به این پست) |
|
همکار انجمن طنز ، لطيفه و سرگرمی - فیلم، سینما و تئاتر - فرهنگ و هنر
![]() تاریخ عضویت: Jul 2008
محل سکونت: دارالخلافه
نوشته ها: 405
تشکر از دیگران: 338
تشکر شده 533 بار در 286 پست
|
شاید آغاز یک بحث انتقادی از نکته یی که قاعدتاً باید نقطه قوت یک اثر هنری محسوب شود، عجیب به نظر برسد؛ شوالیه تاریکی از چنان انسجام و توازنی برخوردار است که امکان تبدیل آن به یک شاهکار هنری و حتی یک فیلم بزرگ را از بین می برد.رابین وود زمانی در برابر انتقادات منطق گرایان از شاهکارهای بزرگ سینما، مثل طلوع، اگتسو مونوگاتاری و سرگیجه، یکی از آن جملات خارق العاده خود را بیان کرده بود؛ «این آثار بزرگ، مثل تمام شاهکارهای هنری، نامتوازن و نامنسجم هستند.
عدم انسجام کامل، لازمه ظهور یک شاهکار سینمایی است.» شاید در تضمین این جمله رابین وود بشود کاغذهای فراوانی سیاه کرد. اینکه یک اثر نبوغ آمیز قاعدتاً بیش از آنکه حاصل نوعی دقت منطقی و ریاضی وار باشد، باید- و الزاماً- حاصل نوعی کشف و شهود انسانی باشد. جرقه های ناگهانی از نبوغ که در تاریکی قرار گرفته پیرامون ما، می درخشند و لحظه یی بعد خاموش می شوند.خلق یک شاهکار هنری مانند اختراعات و اکتشافات بزرگ دنیای فیزیک است. بر بستری از اطلاعات و معلومات و عرق ریزان روح و جسم شکل می گیرند اما در نقطه عطف ماجرا، در لحظه شگفت تبدیل شدن به اثری ماندگار، نیازمند نوعی کشف و شهود انسانی است. نوعی بروز ناگهانی نبوغ که از بند منطق موجود خارج است چرا که باید به مرحله ورای آن برسد. نوعی عدم تعادل محض. طلوع، سرگیجه و بسیاری از شاهکارهای دنیای سینما، آکنده هستند از این تلاطمات نبوغ آمیز که حتی دیگر دقایق همان فیلم ها را نیز کمرنگ می کنند و بی اهمیت جلوه می دهند. برای همین است که یک شاهکار هنری نمی تواند در محک عقل و منطق نقادانه و خرده گیر، بی نقص و کاملاً سربلند خارج شود چرا که نبوغ نهفته در آن در ورای عقل و منطق قرار می گیرد. مثل لبخند مبهم مونالیزا.اما شوالیه تاریکی مثل یک ماشین عظیم است با مجموعه یی از چرخ دنده ها و پیچ ها و مهره ها. حاصل محاسبات زیرکانه و ریاضی وار سازندگان آن روی واکنش مخاطبان. همه چیز محاسبه شده است؛ ظرفیت نمایش صحنه های اکشن، کشمکش های اخلاقی، مثلث عاشقانه، گوشه کنایه های سیاسی اقتصادی به سلطه امپریالیسم چینی، نمایش سهل الوصول گزاره های مرد م پسند از نیچه، احساسات خاموش و فروخورده انگلیسی وار...شوالیه تاریکی دستگاه رعب آوری است که بر پایه هوشمندی برادران نولان شکل گرفته و به یک اثر حماسی هالیوودی تبدیل شده است. نشانه های این اتفاق را در همان «بتمن آغاز می کند» دیده بودیم. در همان فیلم هم کریس نولان شائبه های مرسوم یک اثر کمیک استریپ را می زداید و با تزریق نوعی تعهد سیاسی مورد پسند هالیوود (که بر پایه هراس جمعی پس از ۱۱ سپتامبر شکل گرفته) فیلم را به اثری «مهم» در معیارهای جریان اصلی سینمای امریکا بدل می کند. در شوالیه تاریکی- همچون یک درس مجسم فیلمنامه نویسی- نولان بسیار بیشتر از قسمت قبل موفق شده یک کمیک استریپ مشهور را با مفاهیم سیاسی و اجتماعی و حتی فلسفی تزیین کند. مثل یک سرآشپز ماهر در تهیه غذایی استاندارد و سهل الهضم برای هر ذائقه و هاضمه یی.برگ برنده فیلم، ژوکر است؛ موجودی سنگدل و تیزهوش که قرار است وجودش در فیلم منادی نوعی ابهام و آشفتگی اخلاقی در فیلم باشد. نوعی کائوس. ژوکر به شکلی مستمر کم مایگی انسان مدرن را به رخ می کشد؛ موجودی کریه المنظر که به ما یادآوری می کند نیکوکاری و بی آزاری ما چقدر ناشی از بزدلی ماست و نه پایه گرفته، برنهادی نیک اندیش و شجاع (سکانس بد کشتی های تفریحی و قرار گرفتن چاشنی بمب در دست مردم و آزادی آنها در انتخاب زندگی خود یا دیگران) موجود بدذاتی که با قدرتی رب النوع وار انسان ها را تحقیر می کند تا ما را به مفهوم غیرمتعارفی از ابرمرد نیچه یی رهنمون سازد. او تمام انگاره های دنیای سرمایه داری را به سخره می گیرد، پلیس، قدرت، نظم اجتماعی، پول و پس از اینکه خدمت این مفاهیم رسید به سراغ ذات انسانی می رود و خوشبینی ما را بازیچه امیال خود قرار می دهد.اما ابهام و آشفتگی اخلاقی که فیلمساز در وجود ژوکر منادی آن است، در ساختاری جداگانه از فیلم و مفهوم آن قرار می گیرد. اینجاست که می توان هوشمندی سازندگان فیلم را کشف کرد. آنها در ساختاری دگم، کلاسیک و حتی مدرن، به مفهومی پست مدرن اجازه شلنگ اندازی می دهند اما در نهایت آن را تحت کنترل خود قرار می دهند. برای آنکه مخاطب زیاد با دگراندیشی ژوکر آزار نبیند، در تمهیدی کودکانه مفهوم شوالیه روشنایی و شوالیه تاریکی را می تراشند و با پافشاری بر این مفهوم سطحی از خیر و شر، در کنار دیگر خوراک های نوجوان پسند مشهور سینمایی امریکا قرار می گیرند مثل جنگ ستارگان، هری پاتر و ارباب حلقه ها. برای تماشای یک نمایش برانگیزاننده از تمام مفاهیمی که شوالیه تاریکی ادعای به تصویر کشیدن آنها را دارد(حتی مفهوم ابرمرد نیچه یی) بهتر است «باشگاه مشت زنی» فیلم متفاوت دیوید فینجر را ببینید. نگاه دگم و خط کشی شده فیلمساز را در نمایش صورت نیمه سوخته بازرس می توان دید. یک نیمه فرشته، یک نیمه هیولا، دیو و دلبر، زشت و زیبا. در بینش فیلمساز زشتی و زیبایی و خیر و شر همین گونه قابل لمس هستند. (اینجا می توان به لحاظ ایدئولوژیک این فیلم را در کنار سریال های سیروس مقدم قرار داد یا چهره نیمه سوخته بهناز جعفری در فیلم آب و آتش که قرار بود نمایش ذات دوگانه انسان و کشمکش ازلی خیر و شر باشد،)آشفتگی اخلاقی به وجود نمی آید. موقعیت های اخلاقی فیلم در نهایت با کمترین آشفتگی به پایان می رسند. شوالیه تاریکی بر مبنای تعهد اجتماعی اش بازرسی را از مرگ نجات و معشوقه اش را از دست می دهد و دست آخر به عنوان حامی نظام سرمایه سالار و به عنوان نماینده اردوگاه خیر، پیروز از میدان خارج می شود و تنها برای آنکه افکار عمومی را بیشتر تسلی ببخشد، فعلاً (تا قسمت بعدی بتمن) ناپدید می شود تا اسطوره بازرس باقی بماند. آن صحنه های خشونت بتمن نسبت به قربانی اش را نیز نباید چندان جدی گرفت. خشونت ناگزیر قهرمان های مثبت، دیگر در سینمای امریکا به یک ژانر تبدیل شده اند. از جان وین و کلینت ایستوود گرفته تا کیفر ساترلند سریال ۲۴.نه، شوالیه تاریکی فیلمی تماشایی است که در قراردادهای مرسوم هالیوودی جای می گیرد. چیزی در ردیف بن هور و تایتانیک. آن دغدغه هنرمندانه فیلم های بزرگ در شوالیه تاریکی جایی ندارد. شوالیه تاریکی به ظاهر تلاش فیلمساز برای ارتقای یک کمیک استریپ نوجوان پسند به فیلمی باب طبع بزرگسالان است، اما در نهایت به مفاهیمی پافشاری می کند که باب طبع نوجوانان است.به ۱۵ سال قبل بازگردیم وقتی تیم برتون، وفادارانه به قالب کمیک استریپ، شاهکاری به ظاهر کودکانه به نام بتمن بازمی گردد، خلق کرد. پر از موجودات افسانه یی نیمه انسان، نیمه حیوان، ارتش پنگوئن ها، زن گربه یی و... اما حالا می توان با خیال راحت گفت که آشفتگی اخلاقی و ابهامی که دنیای مالیخولیایی بتمن بازمی گردد، خلق می کند، بسیار برانگیزاننده تر از تمام نمایش پر آب و تاب و تماشایی کریس نولان است. درک «بتمن بازمی گردد» به ذهن بزرگسال احتیاج دارد؛ ذهن های بالغ. بی پناهی زن گربه یی، مرگ غم انگیز مرد پنگوئنی و تنهایی بتمن (مایکل کیتون) در انتهای بتمن بازمی گردد، منادی واقعی آن آشفتگی و ابهام اخلاقی است که شوالیه تاریکی به اشتباه مدعی آن است. منبع: روزنامه اعتماد
__________________
برو و نگاه کن فقط نایست حتی اگر زمان ایستاد ویرایش توسط arathornson : 11-22-2008 در ساعت 11:32 PM. |
|
| arathornson ، کاربر روبرو از شما به خاطر پست مفیدتان تشکر کرده است : | Dead_Girl (11-22-2008) |
![]() |
| کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
|
|
موضوعات مشابه
|
||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| دیوید لینچ، عصاره سورئال | Dead_Girl | بیوگرافی | 1 | 10-06-2008 05:44 PM |
| De niro vs Pacino | arathornson | سینمای جهان | 0 | 09-20-2008 03:40 AM |
| غرب، سینما و آخرالزمان | TomCat | سینمای ایران | 0 | 07-11-2008 04:19 PM |
| غرب، سینما و آخرالزمان | TomCat | فلسفه ، مذهب و عرفان | 0 | 07-11-2008 04:12 PM |
| ميزگردي خواندني درباره دستمزد ستارههاي سينما؛ با حضور فريدون جيراني، مصطفي شايسته و نيما حسنينسب | puria.69 | سینمای ایران | 0 | 07-03-2008 11:59 PM |